توليد شير و سن دام مهمترين شاخص ها براي گروه بندي در گاوداري هستند اما سازه هايي چون ، اندازه ي جايگاه ، شمار گاوهايي كه در هر نوبت وارد شير دوشي مي شوند ، وضعيت نمره بدني ، وضعيت توليد مثلي نيز گروه بندي را تحت اثر قرار ميدهند . گاوها شكم اول را معمولاً به خاط كاهش امكان رقابت با گاوهاي بزرگ و افزايش مصرف ماده خشك در يك گروه قرار ميدهند . چنانچه اين تليسه ها سنگين وزن شده باشند مي توان آنها را به گروه گاوهاي كم توليد تر منتقل كرد . گاوهاي نزديك زايمان و تازه زا را نيز براي افزايش امكان مراقبت و رسيدگي بيشتر و آماده سازي شكمبه براي مصرف غذاهاي پر نشاسته و تخمير پذير در يك گروه قرار مي دهند.

البته مي توان گاو هاي نزديك زايمان را جدا و با ۲۵ تا ۴۰ در صد كل ماده ي خشك مصرفي از نوع جيره اي گاوهاي پر توليد تغذيه كرد . نگه داشتن گاوهاي تازه زا براي ۱۰ تا ۲۰ روز در يك گروه امكان مي دهد تا از نظر جابجايي شيردان ، كتوز ، ترشحات رحمي ، دماي رحمي و مصرف غذا بهتر چك شوند .

گاوهايي كه بدلايلي مثل : مصرف ماده خشك بالا ، مصرف غذاي با كيفيت بالا ، دراز شدن فاصله ي گوساله زايي ، سقط گوساله و قوي بودن چاق شده اند، بايد جداگانه و با يك گروه كم توليد تر نگهداري شوند .

گاوهاي بيمار  را بايد جداگانه نگهداري و با گاوهاي تازه زا تغذيه كردولي نبايد آنها را با گاوها تازه زا آميخته كرد.

در آمريكا براي جابجايي گاوها از نوعي ضريب تصحيح استفاده مي شود كه مقدار شيري است كه براي تعادل سازي جيره تنظيم شده بر اساس تعداد گروه بندي و نيز توليد شير مورد استفاده قرار مي گيرد بدين صورت كه وقتي مي خواهيم جيره را برا اساس ميانگين توليد شير و گروه حساب كنيم اگر يك گروه گاو داشته باشيم ۳۰ در صد ، براي دو گروه ۲۰در صد ،براي هنگامي كه  ۳ گروه گاو داريم ، ۱۰ در صد مقدار شير توليدي ، شير مورد نظر را بيشتر فرض مي كنيم و سپس جيره را تنظيم  مي كنيم .

گاو را نبايد به گروه پائين تر منتقل كرد مگر آنكه نمره بدني آنان ۳ بيشتر باشد . بهتر است گاوها را گروهي (به جاي يكي – يكي در زمانهاي متفاوت ) جابجا كرد .

نوع دام                          تركيب استاندارد در گله

گاو دوشا                                     ۳۹

گاو خشك                                     ۷

تليسه بالاي يكسال                      ۱۶

گوساله ماده زير يكسال                  ۱۸

گوساله نر زير يكسال                     ۱۸

گاو نر                                           ۲

جمع                                         ۱۰۰درصد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391ساعت 14:1  توسط حميد اشرفي | 

آسيت از مشكلات شايع و روز افزون جوجه هاي گوشتي مي باشد.اگر چه اين مشكل بيشتر در ارتفاعات ديده شده ، ولي در سطح دريا نيز اين عارضه رخ مي دهد و بروز آن در ماههاي زمستان رايج تر است .طيور مبتلا ، در محوطه شكمي داراي تجمع مايعه آسيتي كاهي رنگ بوده و بطن راست بزرگ مي شود .به احتمال زياد اين بيماري عوامل متعددي دارد ولي اساس آن بر پايه حجم ژنتيكي محدود ريه ، همراه با نياز بالاي متابوليسم پايه مي باشد كه بايد مورد توجه قرار گيرد .شرايط محيطي نامناسب مانند بالابودن ميزان آمونياك ، مشكل بالا بودن فشار خون ريوي را تشديد مي نمايد كه به بزرگ شدن بطن راست و نارسائي احتمالي آن منجر مي شود .

با توجه به پيشرفتهاي فراوان علم ژنتيك و اصلاح نژاد در سالهاي اخير ، مرغهاي گوشتي تبديل به پرندگاني به رشد بسيار سريع شده اند و با يك مديريت دقيق و غذاي كم قادر به توليد گوشت فراوان مي باشند .همين بهبودي راندمان تغذيه مي تواند به اختلالات متابوليكي منجر شود .پروسه متابوليكي لازم براي اين منظور با افزايش اكسيژن همراه مي باشد .در واقع عارضه آسيت نتيجه عدم تعادل بين ارگانهاي مصرف كننده اكسيژن (مانند توليد گوشت)و ارگانهاي توليد كننده اكسيژن (قلب ، ريه و رگهاي خوني)مي باشد.كمبود اكسيژن و فشار كم آن در ارتفاعات باعث بوجود آمدن يك سلسه عكس العملهاي فيزيولژيك مي گردد(انقباض عروق ريه ، افزايش فشار شريان ريوي ، هپيرتوني بطن راست)و بالاخره به وجود آمدن ادم شكمي كه همان آسيت مي باشد شده و بالاخره باعث تلفات مي گردد.تلفات حتي تا ۲۵ درصد نيز گزارش شده است و ليكن به صورت عادي بين ۱۲-۵ درصد مي باشد.

اگر چه آسيت عمدتا در جوجه هاي گوشتي ديده مي شود وليكن گزارشهايي در مورد اين عارضه در اردك و بوقلمون و غاز نيز ديده شده است.

در اين مقاله سعي شده است كه با توجه به نتايج حاصله از يك آزمايش انجام شده اثرات درجه حرارت زمان پرورش در بروز آسيت مورد مطالعه قرار گيرد.

اين آزمايش در مركز مطالعات لي لي اشتاد (Lely stad) واقع در كشور هلند انجام شده است.

 

شرايط آزمايش

۱-جوجه هاي مورد آزمايش : دونوع ، جوجه هاي عادي و جوجه هاي مستعد به آسيت

۲-مدت پرورش  : پنج هفته

۳-نوع پرورش :‌قفس

۴-درجه حرارت در طول پرورش : سه گروه (جدول شماره ۱)

در يك گروه درجه حرارت بالا ولي مداوم –در يك گروه درجه حرارت بالا در روز و حرارت پائين در شب (D/N) و گروه سوم كاهش سريع درجه حرارت.

۵-نوع دان و روش توزيع آب و دان : پروتئين ۵/۲۱ درصد و انرژي ۳/۱۲ مگاژول بر كيلوگرم و روش توزيع به صورت آزاد (Full feed) . آب نيز در تمام مدت در دسترس بوده است.

۶-بين ۳ تا ۵ هفتگي از هر قفس يك نمونه جهت اندازه گيري گازهاي موجود در خون و همچنين اندازه گيري وزن قلب انتخاب گرديد.

نتايج حاصل از آزمايشات انجام شده از سه جدول زير خلاصه گرديده است.

مرگ و مير در اثر اختلالات متابوليكي (شامل آسيت) در طيوري كه در درجه حرارت بالا نگهداري شده اند ، بسيار پائين بوده (۱%) ولي در طيوري كه در درجه حرارت پائين نگهداري شده اند بالا بوده است(۱۴%).تلفات در دسته اي كه با اختلاف درجه حرارت طول روز و شب وجود داشته است(۲%) كه تفاوت چنداني با دسته اي كه در حرارت بالا نگهداري شده اند نداشته است .تفاوت درصد تلفات بين درجه حرارت بالا و نوع D/N حتي پائين بوده است (۲/۱ و ۸/۰ درصد).

در حرارتهاي پائين ، طيور بايد حرارت بيشتري توليد كنند و در نتيجه به اكسيژن بيشتري نياز دارند و همين كار قلب را زياد مي كند و منجر به افزايش وزن قلب مي شود . براي اين منظور از ضريب RHW استفاده مي شود كه درصد وزن قلب به وزن بدن مي باشد .

بالاترين RHW در آن دسته اي كه در كمترين حرارت نگهداري شده اند ديده مي شود و در دسته (D/N) نصف مقدار دستجاتي است كه در گرمترين وسردترين درجه حرارت نگهداري شده اند .

اندازه گيري فشار گازهاي خون يعني و CO۲ وضع متابوليك طيور را نشان مي دهد . قبلا ذكر شده است كه در درجه حرارتهاي پائين وضع متابوليك براي طيور مشكل است و نمي تواند خود را با احتياجات متابوليك تطبيق دهد و همين امر باعث كاهش وزن و حتي مرگ مي شود .فاكتور مهم در مبادلات گازي (ورود اكسيژن و خروج اكسيد دوكربن)

افزايش فشار اكسيد دو كربن شرياني است.اكسيد دو كربن اصلي ترين محرك تنفس است كه با افزايش CO۲ شرياني مقدار آن افزايش مي يابد.در اين آزمايش ، افزايش CO۲ شرياني در سه هفتگي در دسته D/N و دستجاتي كه در حرارت پائين نگهداري شدند ديده شد (در مقايسه با دسته اي كه در حرارت بالا نگهداري مي شوند ).

در پنج هفتگي فشار CO۲ شرياني در دسته D/N نصف مقدار دو دسته اي است كه در بالاترين و پائين ترين درجه حرارت نگهداري مي شوند و مرگ و مير در آنها ديده نشد.اگر برنامه رشدبه جاي پنج هفته به شش هفته تغيير يابد احتمالا باعث آسيت بيشتري خواهد شد.

جدول شماره ۱ : تغييرات درجه حرارت بر حسب سانتيگراد در طول دوره پرورش

سن به روز

۰

۳۳-۳۳

۳۳

۳۳

۱

۲

۳۰-۳۲

۳۰

۳۲

۲

۲

۲۹-۳۱

۲۹

۳۱

۳

۲

۲۸-۳۰

۲۸

۳۰

۴

۲

۲۷-۲۹

۲۷

۲۹

۵

۲

۲۶-۲۸

۲۶

۲۸

۶

۳

۲۵-۲۸

۲۵

۲۸

۷

۴

۲۴-۲۸

۲۴

۲۸

۸

۵

۲۳-۲۸

۲۳

۲۸

۹

۶

۲۲-۲۸

۲۲

۲۸

۱۰

۷

۲۱-۲۸

۲۱

۲۸

۱۱

۸

۲۰-۲۸

۲۰

۲۸

۱۲

۹

۱۹-۲۸

۱۹

۲۸

۱۳

۱۰

۱۸-۲۸

۱۸

۲۸

۱۴

۱۱

۱۷-۲۸

۱۷

۲۸

۱۵

۱۲

۱۶-۲۸

۱۶

۲۸

۱۶

۱۳

۱۵-۲۸

۱۵

۲۸

۱۷

۱۳

۱۵-۲۸

۱۵

۲۸

۱۸

۱۳

۱۵-۲۸

۱۵

۲۸

۱۹

۱۳

۱۵-۲۸

۱۵

۲۸

۲۰

۱۳

۱۵-۲۸

۱۵

۲۸

۲۱

 

 

 

 

. . . .

۱۳

 

۱۵

۲۸

۳۵



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391ساعت 13:59  توسط حميد اشرفي | 

۱ – مدیریت صحیح استفاده از آغوز

۲- جدا کردن گوساله ها از مادران خود بلافاصله پس از تولد

۳- جدا نگه داشتن گوساله ها از دام های بزرگتر

۴- ضد عفونی کردن وسایل خوراک دهی گوساله ها و محیط گوساله دانی

۵ – نظافت نمودن جایگاه گوساله ها قبل از ورود گوساله های جدید

۶- درمان سریع گوساله های بیمار
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391ساعت 13:53  توسط حميد اشرفي | 

بر اساس سيستم طبقه ي مدفوع گاو شيري در ميشيگان ۵ گروه براي دسته بندي مدفوع گاو شيري پيشنهاد شده است در گروه اول مدفوع حالت آبكي مشابه سوپ دارد و پرتابي خارج مي شود . اين حالت در دام اسهال مشاهده مي شود و افزايش نشاسته ، پروتئين يا مواد معدني جيره و نيز كميود فيبر جيره مي تواند اين حالت را ايجاد كند . در گروه دوم مدفوع حالت باران مانند دارد و در برخورد با زمين پخش مي شود و ارتفاع آن از كف زمين كمتر از ۲.۲۵ سانتي متر است . اين حالت بيشتر در گاوهاي در حال چرا در مراتع و معمولاً در جيره هاي كم فيبر ديده مي شود . در گروه سوم مدفوع گاو هليم مانند است و ارتفاع آن بين ۳.۸ تا ۵ سانتي متر بصورت حلقه هاي متحد المركز و فرو رفتگي در بخش مياني بوده و در برخورد  با زمين صداي تلپ داده و به نوك كفش مي چسبد .

 

در دسته چهارم مدفوع گاو سفت تر و ارتفاع آن از ۵ سانتي متر فراتر مي رود . اين حالت بيشتر در گاو هاي خشك و تليسه ها و علوفه اي با كيفيت كم ديده مي شود . در گروه پنجم مدفوع بصورت توده اي سفت بوده و در گاوهايي با جيره هاي علوفه اي طبي و كاه زياد يا نقص هضمي خوراك ديده مي شود . گروه اول نامطلوب و نشان دهنده ي مشكلاتي در سلامتي دام است . در گروه هاي ۲.۴ جيره متعادل نيست و بايد تنظيم شود .معمولاً مدفوع گاوهاي تازه زا در گروه ۲ تا ۲.۵ ، اوايل شيردهي در گروه ۲.۵ تا ۳ ، اواخر شيردهي در گروه ۳ تا ۳.۵ ، مرحله اول خشكي در گروه ۳ تا ۴ و گاوهاي مرحله دوم خشكي در گروه ۲.۵تا۳.۵ قرار مي گيرد . افزايش پروتئين و يا نشاسته ، كاهش اندازه ذرات غلات جيره سبب تنزل گروه مدفوع گاو مي شود.

رنگ مدفوع گاو تحت اثر نوع خوراك ، مقدار ترشح ، صفرا و نرخ عبور غذا است .

رنگ مدفوع براي جيره هاي بر پايه مرتع ، سبز تيره ، براي جيره هاي پايه اي علوفه اي خشك ، قهوه اي ، براي جيره هاي بر پايه غلات ، خاكستري ، براي جيره هاي با نرخ عبور كند ، تيره تر و براي گاوهاي داراي خونريزي روده اي كوچك سياه و براي خونريزي ركتوم ، قرمز تا  قهوه اي و براي گاوهاي مبتلا به اسهال زرد رنگ است .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391ساعت 13:48  توسط حميد اشرفي | 

سابقه استفاده از مواد خوش طعم کننده در تغذیه حیوانات به سال 1946 باز می گردد. استفاده از این مواد در جیره غذایی حیواناتی از قبیل گاو، گوسفند و سایر حیوانات مزرعه ای کاملاٌ مرسوم است، ولی کاربرد این مواد در صنعت طیور، توسط متخصصین تغذیه، در حال بحث و بررسی می باشد.
بعضی از متخصصین تغذیه مشتاق کاربرد این ترکیبات در تغذیه طیور هستند و برخی دیگر در این ارتباط هیچ گونه تمایلی را نشان نمی دهند. باید توجه نمود که تعداد جوانه های چشایی در یک جوجه یک روزه فقط 8 عدد می باشد و این جوانه ها در سن 3 ماهگی به تعداد 24 عدد افزایش می یابند. این در حالی است که تعداد جوانه های چشایی در انسان در حدود 9000 و در گاو در حدود 25000 عدد می باشد. این تفاوت تعداد جوانه های چشایی بین طیور، انسان و گاو، بحث های جالبی را در مورد قابلیت حس چشایی در طیور مطرح می نماید. یکی دیگر از نکات قابل توجه دیگر در این زمینه به درصد ناچیز رطوبت در خوراک طیور و مدت زمان کوتاه توقف خوراک در دهان آن ها باز می گردد. تحت این شرایط بدیهی است که قابلیت حل شدن عوامل طعم دهنده خوراک در دهان، با بازدهی بالایی اتفاق نخواهد افتاد.
بخشی از مطالعات علمی که در این رابطه صورت گرفته است نشان می دهد که در صورت استفاده از مواد طعم دهنده در جیره غذایی جوجه های گوشتی و مرغان تخمگذار، هیچ گونه تفاوت معنی داری از نظر شدت رشد و تولید تخم مرغ رخ نخواهد داد. این عده از متخصصین معتقدند که استفاده از مواد مطبوع در خوراک طیور از نظر اقتصادی ممکن است مقرون به صرفه نباشد.
این عقاید از دیدگاه صنعت طیور در دنیا پذیرفته شده نیست. واقعیت آن است که تعداد جوانه های چشایی با افزایش سن طیور افزایش می یابند. اگرچه بعضی از مکانیسم های توجیهی بر این اساس پایه گذاری شده اند که قابلیت انحلال عوامل طعم دهنده خوراک در طول هضم غذا در دستگاه گوارش طیور بسیار پایین می باشد، ولی این نکته را هم باید در نظر داشت که وجود این مواد مطبوع در خوراک، می تواند موجب تحریک حس بویایی و در نتیجه تحریک مصرف خوراک در پرنده شود.
وجود مواد مطبوع کننده خوراک طیور، موجب بهبود جزیی در افزایش وزن بدن و تولید تخم مرغ می شود ولی این اثرات افزایشی ممکن است که معنی دار نباشد، ولی این عدم معنی دار بودن نباید مانع از آن شود که ما یک دیدگاه درست از کاربرد این مواد را داشته باشیم.
مواد طعم دهنده خوراک، حاوی فاکتورهای ناشناخته ای هستند که موجب تامین سلامت پرنده می شوند و پرنده را در مقابل عوامل نامساعد حفظ می نمایند.
مواد خوراکی طبیعی به طور نسبی برای طیور نامطلوب هستند زیرا از خوشخوراکی بالایی برخوردار نیستند. به عنوان مثال طیور جیره حاوی ذرت را نسبت به جیره های حاوی جو، چاودار و گندم ترجیح می دهند. طیور همچنین از خوردن غذاهای حاوی ترکیبات غیرمعمول از قبیل پروتئین های تک سلولی، ضایعات فرآوری شده میوه و گیاهان دارویی خودداری می نمایند.
مواد خوراکی طبیعی با خوش خوراکی بالا هم حاوی فاکتورهای زائدی هستند که اثرات نامطلوبی را بر روی خوش خوراکی غذا می گذارند. به عنوان مثال، در طول مدت زمان طولانی نگهداری و ذخیره سازی این مواد، ترکیبات مغذی موجود در آن ها دستخوش تغییراتی می شوند. اکسیداسیون چربی، کپک زدگی قند و فساد پروتئین از جمله واکنش هایی است که مواد مغذی، با آن روبرو می شوند. فساد این مواد مغذی با ارزش، موجب تولید ترکیبات معطری می شود که برای طیور قابل قبول و جذاب نمی باشد و همین عامل موجب عملکرد ضعیف این مواد خوراکی می شود.
مشکلات مربوط به طعم غذا، ممکن است در غذاهای تازه هم وجود داشته باشد. یافته های تجربی نشان می دهند که بدون استفاده از مواد خوش طعم کننده خوراک، امکان تولید جیره غذایی که از یکنواختی بالایی از نظر خوش خوراکی برخوردار باشند وجود ندارد. دلیل این امر به تفاوت شرایط کشت گیاه، نوع خاک و مراحل مختلف فرآوری گیاه در کارخانجات باز می گردد. افزودنی های غذایی که در جیره های غذایی مختلف استفاده می شوند، طعم های متفاوتی دارند. به عنوان مثال، منابع چربی که در خوراک مورد استفاده قرار می گیرند، ممکن است از بخش هایی از چربی غیر خوراکی بدن حیوانات که حاوی ناخالصی زیادی است استخراج شوند. همچنین مواد معدنی و ویتامین هایی که در داخل یک مکمل وجود دارند با یک کریر خاصی مخلوط می شوند و نوع کریر انتخاب شده در این راستا می تواند طعم خوراک مصرفی را تحت تاثیر قرار دهد.
افزودن مواد طعم دهنده به جیره غذایی جوجه های جوان می تواند آن ها را تحریک به مصرف خوراک بیشتری نماید، زیرا جوجه هایی که تازه از تخم خارج شده اند نسبت به مصرف خوراک رغبت چندانی نشان نمی دهند. همچنین، غذایی که با افزودن مواد افزودنی، خوش خوراک شده باشد، از قابلیت هضم بالاتری نسبت به جیره غذایی که خوش خوراکی کمتری داشته باشد برخوردار است.
کمبود اشتها، یکی دیگر از فاکتورهایی است که می تواند خوش خوراکی غذا را تحت تاثیر قرار دهد. تغییرات شرایط محیطی، هوای گرم، بیماری های مختلف و وجود مواد معدنی زیاد در آب مصرفی (شامل مقادیر بیش از 1000 پی پی ام از هر یک از عناصر سدیم، پتاسیم، منیزیم و کلسیم) از جمله عواملی هستند که می توانند موجب افت مصرف خوراک و در نتیجه افت عملکرد حیوان شوند. مجموعه این عوامل، تولید کننده را مجبور به استفاده از مواد خوش طعم کننده خوراک می نماید.
عوامل مطبوع کننده خوراک شامل انواع طبیعی و سنتتیک می باشند. افزودنی های طبیعی از قبیل سیر، انواع ترکیبات با خاصیت ادویه ای، زیره سیاه و انواع سنتتیک شامل عصاره انواع میوه، وانیل، گلوتامات سدیم و ... می باشند. این مواد عمدتاٌ به شکل پودر تهیه می شوند و به همراه سایر مواد ریز مغذی به خوراک طیور افزوده می شوند. حد مجاز طبیعی استفاده از این مواد در خوراک طیور بین 5/0 الی 5/1 درصد می باشد. این مقدار مصرف می تواند با در نظر گرفتن فاکتورهایی از قبیل اجزاء مواد خوراکی موجود در جیره، مدت زمان ذخیره کردن خوراک و نوع بیماری احتمالی شایع شده در گله، به طور دقیق تعیین شود.
در مورد تاثیر این مواد طعم دهنده بر روی صفاتی از قبیل افزایش وزن بدن و ضریب تبدیل غذایی جوجه های گوشتی، 4 آزمایش انجام گرفت. نتایج این آزمایشات نشان داد که استفاده از مواد طعم دهنده در جیره غذایی جوجه های گوشتی موجب می شود که وزن بدن در پایان هفته چهارم 8 گرم و در پایان هفته هشتم پرورش، 3 گرم سنگین تر از گروه شاهد باشد. همچنین استفاده از این مواد موجب بهبود ضریب تبدیل غذایی به میزان 2/6% در پایان هفته چهارم و 3% در پایان هفته هشتم می شود.
تاثیر مواد مطبوع کننده خوراک بر روی برنامه های محدودیت غذایی :
برنامه های مختلف محدودیت غذایی، در مواردی از قبیل شروع تولک بری و به تعویق انداختن شروع دوره تولیدی مرغان تخمگذار مورد استفاده قرار می گیرد. برنامه محدودیت غذایی به طور تجربی با استفاده از جیره های غذایی با فیبر بالا و انرژی پایین صورت می گیرد و یا این که مقدار خوراکی که در اختیار پرنده قرار می گیرد، محدود می شود. با کاربرد روش اول، معمولاً مقدار خوراک مصرفی پرنده 5/1 برابر افزایش می یابد و به دنبال آن هزینه پرورش پولت هم افزایش خواهد یافت. یادآوری می گردد که منابع حاوی فیبر هم همیشه با قیمت های مقرون به صرفه و اقتصادی در دسترس نمی باشند.
کاربرد دومین روش هم به دلیل انجام محاسبات دقیق برای تعیین خوراک مصرفی هر پرنده در هر روز و اشتباهاتی که ممکن است در این راستا اتفاق بیفتد، پر هزینه خواهد بود. در اینجا به نظر می رسد که مواد افزودنی مطبوع کننده خوراک بتوانند نقش عمده ای را ایفا نمایند. این ترکیبات موجب تحریک ترشح شیرابه های هضمی در دستگاه گوارش طیور می شوند و به این ترتیب باعث افزایش بازدهی مصرف انرژی می شوند. به این ترتیب با تامین انرژی مورد نیاز، مقدار خوراک مصرفی هم کمتر می شود و این امر محدودیت غذایی را با موفقیت بیشتری روبرو می کند.
تاثیر طعم دهنده های خوراک بر روی کیفیت تخم مرغ و گوشت
بعضی از ترکیبات مطبوع کننده خوراک، موجب بهبود طعم تخم مرغ می شوند. استفاده از این گونه افزودنی ها موجب می شود که طعم تخم مرغ در مدت زمان طولانی ذخیره سازی و حتی تحت دمای بالای محیطی، تغییرات نامطلوبی نداشته باشد. این موضوع در مورد کیفیت گوشت هم صادق است. در یکی از مطالعات صورت گرفته در این ارتباط، مشخص گردید که در گروه دریافت کننده جیره غذایی حاوی مواد طعم دهنده، درجه کیفیت گوشت 1/5 و در گروه شاهد درجه کیفیت گوشت 5/4 بود. مواد مطبوع کننده جیره غذایی طیور همچنین موجب کاهش تولید کلسترول مضر در درون گوشت می شوند. به عنوان نمونه، مطالعات انجام گرفته بر روی پودر سیر نشان می دهد که در این جیره ها، فعالیت آنزیم هایی که موجب تبدیل کلسترول به اسیدهای صفراوی می شوند، افزایش می یابد. به این ترتیب کلسترول بسیار ناچیزی در لاشه ذخیره خواهد شد. در سال های اخیر، زیره سیاه که یکی از مواد مطبوع کننده خوراک (نان و پنیر) در کشورهای عربی است، در جیره غذایی جوجه های گوشتی هم به میزان 500 تا 2000 پی پی ام مورد استفاده قرار می گیرد. استفاده از این ماده در جیره غذایی جوجه های گوشتی می تواند موجب کنترل آلودگی گوشت به انواع باکتری های بیماریزا از قبیل سالمونلا، استرپتوکوکوس و استافیلوکوکوس شود. زیره سیاه همچنین می تواند موجب بهبود عارضه استرس گرمایی، افزایش ایمنی جوجه ها در مقابل بیماری هایی از قبیل نیوکاسل و کوکسیدیوز شود. این ماده افزودنی با تحریک غدد تیروئید، موجب افزایش قابلیت باروری در خروس ها می شود.
به دلیل جذابیت موضوع، سعی خواهد شد که در آینده اطلاعات بیشتری در این ارتباط در اختیار خوانندگان عزیز قرار گیرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391ساعت 23:23  توسط حميد اشرفي | 

جيره نويسي با كامپيوتر


رشد سريع مرغداري از چند دهه گذشته سبب به وجود آمدن صنعت مرغداري به شكل امروزي شده است. صنعت مرغداري از جهت به كارگيري روشهاي جديدتر و موثرتر دائما در حال تغيير و پيشرفت مي باشد. راندمان توليد گوشت يا تخم مرغ وابسته به توانائي ژنتيكي گله مورد پرورش است. يك مرغدار زماني موفق است كه توانائي ژنتيكي گله را در مورد راندمان توليد ، در بالاترين سطح ممكن بروز دهد. يكي از شروط اصلي براي رسيدن به حداكثر راندمان توليد ، تغذيه متعادل گله مي باشد. به همين دليل تهيه يك جيره غذائي متعادل از نظر مواد مغذي (پروتئين ، كربوهيدرات ، چربي ، مواد معدني ، ويتامين ها) كه جوابگوي احتياجات حيوان باشد الزاميست. البته به همان اندازه كه كمبود يك ماده مغذي در جيره غذائي مي تواند موجب افت راندمان توليد شود ، بالا بودن ميزان همان ماده مغذي در جيره نيز ، هم موجب ضرر اقتصادي شده و هم مي تواند به سلامت حيوان لطمه وارد نمايد

از طرف ديگر هدف يك موسسه توليدي پرورش طيور در كنار توليد پروتئين حيواني ، سودآوري مي باشد. از آنجائيكه بيشترين هزينه توليد فرآورده هاي طيور مربوط به تغذيه مي باشد (۷۰-۶۰% هزينه ها) ، در نتيجه تهيه جيره اي الزاميست كه علاوه بر تامين احتياجات غذائي حيوان ، از نظر اقتصادي نيز مقرون به صرفه باشد. در حقيقت يكي از رموز موفقيت براي مرغدار ، تهيه جيره متعادل با حداقل قيمت است.  براي نيل به اين هدف بايد از منابع خوراكي محدود و گران قيمت به بهترين نحو استفاده نمود. تهيه جيره طيور كار چندان ساده اي نبوده و منحصر به مخلوط كردن چند قلم ماده خوراكي نيست ، بلكه نياز به داشتن اطلاعات كامل از احتياجات غذائي گله مورد پرورش و تركيب و كيفيت خوراك ها دارد.
جيره ايده آل ، جيره اي است كه حداقل قيمت را داشته باشد و با آن حداكثر توليد به دست آيد. يك جيره گران قيمت ممكن است حداكثر توليد را موجب شود ولي به ازاي هر واحد توليد ممكن است اقتصادي نباشد. به همين ترتيب ارزانترين جيره هم هميشه اقتصادي ترين جيره نخواهد بود. در تهيه فرمول جيره ، هدف تامين مواد مغذي (اسيدهاي آمينه ، ويتامين ها ، مواد معدني …) مورد نياز حيوان است كه به همين خاطر خوراكهاي مختلف با هم مخلوط مي گردند. اگر بتوان نياز غذائي حيوان را به مواد مغذي مختلف از منابع خوراكي ارزانتر تامين نمود ، هزينه مربوط به تغذيه به ميزان قابل توجهي كنترل مي شود. بدين ترتيب يكي از راههاي كنترل قيمت دان ، دانستن دقيق تركيب شيميايي خوراكها و جايگزين كردن خوراكهاي ارزانتر به جاي خوراكهاي كمياب و گران مي باشد. از آنجائيكه شرايط آب و هوايي و قيمت خوراكها در شهرها و استانهاي مختلف يكسان نيست ، هر مرغدار بايد نسبت به امكانات مديريتي ويژه خود و همچنين در فصول مختلف سال نسبت به تهيه فرمول مناسب دان اقدام نمايد.
محاسبه فرمول جيره به كمك عمليات رياضي انجام مي گيرد. براي مثال اگر محاسبه جيره اي كه متعادل كردن ۱۰ ماده مغذي با ۱۰ قلم ماده خوراكي مد نظر باشد ، نياز به انجام حدود ۴۵۰ عمليات رياضي است. با وجود كامپيوتر و نرم افزارهاي مخصوص جيره نويسي كه بر پايه و اساس برنامه ريزي خطي عمل مي كند ، احتياجي به دانستن عميق روشهاي رياضي نبوده و مي توان ظرف چند دقيقه جيره غذائي را تنظيم نمود. كامپيوتر بسياري از اشتباهات محاسباتي انسان را حذف مي كند و محاسبات را سريعتر از انسان انجام مي دهد. كامپيوتر تمام راههاي ممكن حل مسئله را بررسي كرده و بهترين آنها را انتخاب مي كند ، در حاليكه انجام بدون غلط اين محاسبات توسط انسان اگر غير ممكن نباشد ، بسيار وقت گير است.
نرم افزارهاي كامپيوتري امكان مخلوط كردن تعداد زيادي خوراك را جهت متعادل كردن چندين ماده مغذي مورد نياز حيوان (از قبيل اسيدهاي آمينه ، ويتامينها ، مواد معدني …) با حداقل قيمت به ما مي دهد و هر گونه محدوديت مربوط به مصرف خوراك خاصي را مد نظر قرار مي دهد. علي رقم پيشرفتگي نرم افزارهاي مخصوص جيره نويسي وقتي از كامپيوتر براي تعيين فرمول دان استفاده مي شود ، بايد در مورد قابل استفاده بودن جيره از نظر فيزيولوژي دستگاه گوارش حيوان ارزيابي صورت گيرد. زيرا كامپيوتر فقط اطلاعات داده شده به آن را عمل آوري مي كند و هر گونه اشتباه در اطلاعات اوليه ، در نتيجه كار كامپيوتر منعكس مي شود. همچنين شرط اصلي تهيه جيره هاي متعادل با حداقل قيمت توسط كامپيوتر ، دادن درست ترين اطلاعات از جمله تركيب شيميايي خوراكها و قيمت خوراكهاي مورد نظر است.
كامپيوتر فقط قادر است دستوراتي كه به آن داده مي شود را انجام دهد و خود قادر به انجام هيچگونه تصميم گيري خارج از اطلاعات داده شده نيست. اطلاعاتي كه مورد نياز كامپيوتر براي تنظيم جيره مي باشد عبارتند از : احتياجات غذائي واريته مرغ مورد نظر ، تركيب شيميايي خوراك ها ، حداقل و حداكثر اجازه مصرف هر يك از خوراك ها و قيمت خوراك ها.

معيارهاي مهم در جيره نويسي

اسيدهاي آمينه جيره : مقدار پروتئين جيره بايد حدي باشد كه سبب دفع نيتروژن زيادي نشود. با ايجاد تنوع در مواد خوراكي جيره كه شامل مقادير متفاوتي از اسيدهاي آمينه هستند مي توان سطح پروتئين را بهتر كنترل نمود. بروز توانائي ژنتيكي طيور بستگي به برآورده شدن نياز اسيدهاي آمينه آنان دارد.

جدول ۱. تعادل جيره براي هر اسيد آمينه

g/۱۰۰۰ Kcal/Kg

كل اسيد آمينه

(A=سن گله به هفته)

   مقادير اسيدهاي آمينه براي ۱۰۰۰ كيلوكالري انرژي به ازاي يك كيلوگرم دان بر مبناي ميانگين سن گله تعيين مي گردد. براي مثال ، مقدار ليزين مورد نياز براي دان رشد در سن ۳۵-۲۱ روزگي با ۳۱۵۰ كيلوكالري در كيلوگرم انرژي متابوليسمي به صورت زير محاسبه مي شود :

ميانگين سن گله

۴ هفته ® روز ۲۸ = ۲ ¸ (۳۵+۲۱)

ليزين مورد نياز براي ۱۰۰۰ كيلوكالري انرژي

۷۴/۳ = (۴*۱۸۳/۰)-۴۷/۴

ميزان ليزين مورد نياز در هر كيلوگرم دان

۱۸/۱% ® g/Kg ۸/۱۱ = ۱۰۰۰ ¸ ۳۱۵۰*۷۴/۳

تعادل كاتيون- آنيون جيره : تعادل يا توازن كاتيون- آنيون جيره غذايي عبارت از اختلاف بين كاتيون ها و آنيون هاي ثابت (غير قابل متابوليسم) موجود در ماده خوراكي است كه اين اختلاف بر حسب ميلي اكي والان در ۱۰۰۰ گرم جيره غذايي محاسبه و بيان مي شود. به علت اينكه مواد معدني بخش اندكي از جيره را به خود اختصاص مي دهند ، واحد ميلي اكي والان مورد استفاده قرار مي گيرد. بنابراين ضروري است كه درصد هر ماده معدني در جيره غذايي تبديل به ميلي اكي والان شود.
كاتيون و آنيون اصطلاحات مورد استفاده براي تعريف مواد معدني جيره هستند. اين كه يك عنصر معدني كاتيون و يا آنيون است ، بستگي به بار الكتريكي آن دارد. كاتيونها بار الكتريكي مثبت و آنيونها بار الكتريكي منفي دارند. كاتيونهاي مهم شامل سديم ، پتاسيم ، كلسيم ، منيزيم و آنيونهاي مهم جيره كلر ، گوگرد و فسفر هستند. اختلاف كاتيون- آنيون با تفريق اكي والان وزني (وزن مولكولي تقسيم بر بار يوني) آنيونها از كاتيونها محاسبه مي شود.
فرمولهايي كه ممكن است براي محاسبه تعادل الكتروليتها در جيره غذايي (DEB: Dietary Electrolyte Balance) يا تعادل كاتيون- آنيون جيره غذايي  (DCAB: Dietary Cation-Anion Balance) مورد استفاده قرار گيرند عبارتند از :

DEB=(Na+K+Ca+Mg)-(Cl+S+P)
DCAB=(Na+K)-(Cl+S)
DCAB=(Na+K)-Cl

تعادل الكتروليتي معمولا با توجه به تعادل Na+K-Cl جيره مورد مورد بررسي قرار مي گيرد و در اكثر جيره ها استفاده از اين روش ساده شده مناسب به نظر مي رسد. براي محاسبه ميلي اكي والان اين عناصر معدني نياز به وزن اتمي آنها مي باشد كه در جدول ۲ آمده است.

جدول ۲. وزن اتمي و ضريب تصحيح كاتيونها و آنيونها براي محاسبه توازن الكتروليتهاي جيره

ماده معدني

وزن اتمي

ضريب تصحيح

جيره هايي كه كاتيون آنها نسبت به آنيون آنها بيشتر است يا بالانس كاتيون- آنيون مثبت دارند ، به عنوان جيره هاي قليايي شناخته مي شوند و جيره هايي كه كاتيون آنها نسبت به آنيون آنها كمتر است يا بالانس كاتيون- آنيون منفي دارند به عنوان جيره هاي اسيدي شناخته مي شوند.
در غلات تعادل الكتروليتي مايلو كم و نعادل الكتروليتي گندم از ذرت بيشتر است. در بين مواد خوراكي پروتئيني تفاوت زيادي به چشم مي خورد و نسبت به كنجاله سويا تمام منابع ديگر از تعادل الكتروليتي اندكي برخوردار هستند كه اين وضعيت به خاطر محتواي پتاسيم زياد كنجاله سويا است. ميزان الكتروليتها و تعادل الكتروليتي برخي از مواد خوراكي در جدول ۳ درج شده است.

جدول۳. ميزان الكتروليت هاي مواد خوراكي

ماده خوراكي

Na

(%)

K

(%)

Cl

(%)

Na+K-Cl

(mEq)

ذرت

گندم

جو

كنجاله سويا

كنجاله تخم پنبه

كنجاله كانولا

پودر گوشت

پودر ماهي

پودر ملاس

جوش شيرين

نمك

۰۵/۰

۰۹/۰

۰۲/۰

۰۵/۰

۰۵/۰

۰۹/۰

۵۵/۰

۴۷/۰

۴۸/۱

۲۷

۳۹

۳۸/۰

۵۲/۰

۵۶/۰

۶۱/۲

۲/۱

۴۷/۱

۲۳/۱

۷۲/۰

۰۷/۶

-

-

۰۴/۰

۰۸/۰

۱۸/۰

۰۵/۰

۰۳/۰

۰۵/۰

۹/۰

۵۵/۰

۶۴/۱

-

۶۰

۱۰۸

۱۵۰

۱۰۱

۶۷۵

۳۲۰

۴۰۰

۳۰۰

۲۳۰

۱۷۳۳

۱۱۷۴۵

۴۵

 

در دماي بالاي محيط ، پرندگان به منظور خنك شدن از طريق تبخير ، تعداد دفعات تنفس خود را افزايش مي دهند. با افزايش تعداد دفعات تنفس ، ميزان از دست دادن گاز كربنيك (CO۲) نيز افزايش مي يابد كه پي آمد آن بسته به شدت آن كاهش مقدار HCO۳- در خون و در نتيجه افزايش pH خون مي باشد. اين حالت را آلكالوز تنفسي مي نامند.
در مرغ تخمگذار هنگاميكه در اثر استرس گرمايي آلكالوز تنفسي روي مي دهد ، براي مصرف HCO۳- بين سيستم هاي بافري به منظور حفظ pH فيزيولوژيك بدن و غدد ترشح كننده پوسته تخم مرغ جهت توليد كربنات كلسيم رقابتي رخ مي دهد. تاثير اين مسئله در نازكتر شدن پوسته كاملا محسوس مي باشد. اگر توازن كاتيون- آنيوني Na+K-Cl ، بين ۲۲۰+ تا ۲۵۰+ ميلي اكي والان در كيلوگرم جيره نباشد ، اسيدوز يا آلكالوز ايجاد مي شود كه در هر دو حالت اثر نامطلوبي بر رشد و يا توليد مشاهده خواهد شد.
در شرايط كاربردي جايگزيني بخشي از NaCl جيره با NaHCO۳ (جوش شيرين) چه بسا سبب بهبود پوسته تخم مرغ شود. در شرايط عملي هنگاميكه ميزان كلر زياد باشد تعادل الكتروليتي مشكل سازتر است. به عبارت ديگر استفاده از جوش شيرين به جاي نمك كه گاهي اوقات در استرس گرمايي توصيه مي شود ممكن است به كمبود كلر منجر شود و باعث بهبود ضخامت پوسته گردد.

خوراكهاي غير معمول در تغذيه طيور
تعريف منابع خوراكي غيرمعمول ، به مقطع زماني كه مورد استفاده قرار مي گيرند بستگي دارد. طي دوره اهلي كردن حيوانات بيشتر منابع خوراكي از حالت غير معمول به صورت معمول در آمده اند (محصولات فرعي كارخانجات ، كنجاله ها ، پودر گوشت و ماهي و …) امروزه تنها منابعي را مي توان غيرمعمول ناميد كه در گذشته به صورت گسترده مورد استفاده قرار نگرفته باشند.
احتياجات طيور از نظر ميزان مواد مغذي موجود در هر كيلوگرم خوراك ، مشابه انسان است. در تغذيه طيور احتياجات انرژي و پروتئيني ، توسط منابعي تامين مي گردند كه در تغذيه انسان نيز مورد مصرف قرار مي گيرند. در حال حاضر در تغذيه طيور حدود ۶۰% از انرژي توسط غلات تامين مي گردد. يك امكان براي جايگزيني غلات در تغذيه طيور ، استفاده از منابع خوراكي غير معمول است كه نمي توانند مستقيما مورد استفاده انسان قرار گيرند.
در شرايط فعلي مقادير متنابعي فرآورده هاي فرعي توليد مي شوند كه شديدا محيط زيست را آلوده مي كنند. اين فرآورده هاي فرعي منابع بالقوه اي براي توليد خوراكهاي پروتئيني و كربوهيدراتي جهت تغذيه طيور هستند. بنابراين طيور مي توانند به صورت تبديل كننده هاي موثر فرآورده هاي فرعي حاصل از اكوسيستم هاي غير طبيعي جوامع بشري به پروتئين حيواني براي تغذيه انسان نقش ايفا كنند. از خوراكهاي غير معمول كه تا كنون در تغذيه طيور مورد آزمايش قرار گرفته است مي توان موارد زير را نام برد.

شفيره كرم ابريشم : اثرات جايگزيني سطوح مختلف پودر شفيره كرم ابريشم به جاي پودر ماهي بر روي عملكرد جوجه هاي گوشتي مورد آزمايش قرار گرفته و نتايج حاصل از اين آزمايش نشان داده است كه در طي پرورش جوجه هاي گوشتي تا ۱۰۰% مي توان شفيره كرم ابريشم را به جاي پودر ماهي جايگزين كرد. (سميع ، ۱۳۸۰- سومين سمينار پژوهشي تغذيه دام و طيور كشور)

بره موم : بره موم يكي از فرآورده هاي فرعي زنبور عسل مي باشد. طبق گزارشات محققين كشورهاي ديگر اين ماده به عنوان يك ماده محرك رشد (آنتي بيوتيك) و نيز به عنوان آنتي اكسيدان جهت افزايش توليدات طيور به كار رفته است. در ايران طرحي جهت بررسي اثر سطوح مختلف بره موم در جيره مرغان تخمگذار تجاري مورد ارزيابي قرار گرفته است. نتيجه اين آزمايش عبارت است از : افزايش خوراك مصرفي ، كاهش در ضريب تبديل غذائي ، افزايش در توليد تخم مرغ و بالا رفتن ميانگين تيتر آنتي بادي خون براي آلودگي ويروس نيوكاسل. (پوررضا ، ۱۳۷۹- چهارمين سمينار پژوهشي زنبورعسل ايران)

كرم خاكي : آزمايشي جهت بررسي جايگزيني پودر كرم خاكي به جاي پودر ماهي در جيره جوجه هاي گوشتي به اجرا در آمده است. جوجه هايي كه پودر كرم خاكي در جيره آنها به مقدار ۱۰۰% جايگزين پودر ماهي شده بود از وزن بدن و درصد لاشه بالاتري برخوردار بوده اند و همچنين جايگزيني پودر كرم خاكي باعث كاهش درصد چربي محوطه بطني نيز گرديده است. (سميع ، ۱۳۷۸- دومين سمينار پژوهشي تغذيه دام و طيور كشور)

باقلا : تحقيقاتي در زمينه جايگزيني باقلا به جاي سويا در تغذيه جوجه هاي گوشتي انجام پذيرفته است. نتيجه يكي از اين تحقيقات نشان داده است كه مي توان تا حد ۳۰% كل جيره به صورت خام و يا تا حد ۲۰% كل جيره به صورت پخته و فرآيند شده با حرارت داغ از باقلا در جيره جوجه هاي گوشتي استفاده نمود. (معتمدي مطلق ، ۱۳۷۵- پايان نامه كارشناسي ارشد علوم دامي دانشگاه آزاد كرج)

كنجاله كنجد : در طي طرحي استفاده از مقادير مختلف كنجاله كنجد در تغذيه جوجه هاي گوشتي مورد آزمايش قرار گرفته و نتيجه آن نشان داده است كه بيشترين افزايش وزن و بازده غذايي در كل دوره پرورش مربوط به گروهي بوده كه با جيره حاوي ۲۰% كنجاله كنجد تغذيه شده بودند.

بذر يونجه : در بررسي امكان استفاده از ضايعات بذر يونجه در تغذيه مرغ تخمگذار مشخص گرديده است كه استفاده از بقاياي بوجاري بذر يونجه تا ۱۸% در جيره تاثير سويي بر درصد تخمگذاري ، ضريب تبديل غذايي ، درصد تلفات و وزن تخم مرغ نخواهد داشت. (فضائلي ، ۱۳۷۴- موسسه تحقيقات علوم دامي كشور)

تفاله خشك مركبات : بررسي اثرات سطوح مختلف تفاله خشك مركبات در تغذيه جوجه هاي گوشتي نشان داده است كه استفاده از تفاله خشك مركبات تا سطح ۹% جيره جوجه هاي گوشتي هيچگونه اثر سويي بر صفات توليدي و كيفي لاشه نداشته و باعث كاهش هزينه نيز مي گردد. (ايراني ، ۱۳۷۸- دومين سمينار پژوهشي تغذيه دام و طيور كشور)


i







+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 21:55  توسط حميد اشرفي | 
تغذيه گاو خشك و انتقالي گاوهاي تازه زا بايد با مشكلات متابوليكي كم، زايش نمايند. -همچنين گاوهاي تازه زا بايد تا جايي كه ممكن است در كوتاه ترين زمان به صورت خوراك خورده و مشكلات متابوليكي تحت باليني ( مزمن ) كمي داشته باشد. دوره Far-off ( خشکي اهداف دوره Far-off خشكي شامل : - حفظ نمره وضعيت بدني - حفظ ذخائر پروتئيني و عضلاني - نوسازي ديواره شكمبه و فراهم كردن ويتامين ها و مواد معدني مورد نياز مي باشد. طي دوره Pre-fresh مواد مغذي مورد نياز افزايش يافته در حالي كه ماده خشك مصرفي كاهش مي يابد. غلظت مواد مغذي جيره بايد افزايش يابد. توازن مواد معدني جيره در اين دوره مهم مي باشد. نياز است ميكروب هاي شكمبه و پرزهاي شكمبه نيز براي سطوح بالاتر كنسانتره آماده باشند. در اين دوره خوشخوراكي جيره مهم است. انرژي مورد نياز يك گاو تازه زا معمولا بيشتر از انرژي تأمين شده مي باشد. هر اقدام جهت كاهش (درجه) كتوز مزمن، به افزايش ماده خشك مصرفي، افزايش شير توليدي و توليد مثل بهتر منجر خواهد شد. به ويژه گروه هاي گاو تازه زا به توليدكننده كمك ميكند تا زمان مصرف علوفه با كيفيت بالاتر و افزودنيهاي خوراكي را براي گاوهايي كه بيشترين پاسخ را دارند برنامه ريزي نمايند. افزودني هاي خوراكي گاو تازه زا شامل پروپيونات كلسيم، كولين، نياسين و كشت مخمر مي باشد. افراد بسياري فقط يك هدف براي گاو تازه زا دارند، آن ها مي خواهند دامپزشك را دور نگه داشته و خودشان نيز از گاو نگهداري نكنند. هدف اصلي مشاهده جفت ماندگي ، كتوز حاد و تب شير كم و يا جابجايي شيردان خوب است . اما توليد بالاتر تنها به شرطي تأمين مي شود كه ما براي گاو تازه زا اهداف بيشتري در نظر بگيريم. آن ها بايد تا جايي كه ممكن است زود، و به مقدار زيادي خوراك بخورند و داراي مشكلات متابوليكي تحت باليني كمي باشند. اهميت گوساله زايي گاو براي توليد شير تعدادي از توليدكنندگان اهميت كمي به بيماري هاي متابوليكي مي دهند، زيرا آن ها با گاو تازه زا براي مدت طولاني سروكار ندارند. هر چند، آنها نمي توانند تشخيص دهند، ولي مشكلات مزمن ( تحت باليني ) مي تواند به توليد شير آسيب وارد نمايد. پيش بيني مي شود كه ۵۰ درصد گاوها داراي تب شير مزمن در روز زايش مي باشند. اين مسئله گاو را به كمتر خوردن و ايجاد ساير مشكلات سلامتي مستعد مي كند. بيشتر گاوهاي پرتوليد، كتوز مزمن را تجربه كرده اند. كاهش شدت كتوز مي تواند باعث شود كه گاو حوراک بيشتري خورد ه و ۵/۴۵ تا ۷/۴۷ كيلوگرم شير در روز و شايد بيشتر توليد نمايد. تغذيه و مديريت گاو Far-off دوره Far-off از روز ۶۰تا۲۱ پيش از زايش را شامل مي شود. اهداف دوره Far-off شامل حفظ و نگهداري وضعيت بدني، حفظ ذخاير پروتئيني و عضلاني، نوسازي ديواره شكمبه و فراهم كردن ويتامين ها و مواد معدني مورد نياز مي باشد. مصرف براي گاوهاي Far-off ، ماده خشك مصرفي مورد انتظار ۲/۲-۲ درصد از وزن بدن مي باشد. بنابراين يك گاو ۶۱۴ كيلوگرم مي تواند ۶/۱۳-۳/۱۲ كيلوگرم ماده خشك را در هر روز مصرف نمايد. گاوها به مقادير ويژه اي ( پوند يا گرم ) از مواد مغذي نياز دارند نه به درصدهاي مواد مغذي. بنابراين، جيره ها را با مقادير واقعي براي سنجش ماده خشك مصرفي متوازن كنيد. وضعيت بدني بهترين حالت اين است كه گاوهاي خشك داراي نمره وضعيت بدني ۵/۳ باشند و اين وضعيت را تا روز زايش حفظ نمايند.گاوها در اواخر دوره شيردهي از انرژي جيره براي جايگزين كردن ذخاير بدني، كارآمدتر از گاوهاي خشك مي باشند (بازده ۷۵ درصد در مقابل ۶۰ درص) .بنابراين، توصيه مي شود كه گاوها طي اواسط تا اواخر دوره شيردهي نمره وضعيت بدني خود را افزايش داده و نمره وضعيت بدني مناسب براي گوساله زايي را (۵/۳) به جاي دوره خشكي در اين زمان به دست آورند. اگر گاوها در اواخر دوره شيردهي بسيار سنگين باشند، بايد از مقدار انرژي جيره در آن زمان كاست. هيچ وقت نبايد تلاش كرد تا جيره گاوها را طي دوره خشكي افزايش داد زيرا گاوها در معرض شرايط نامطلوب كتوز قرار گرفته و شروع به ذخيره چربي در كبد مي نمايند. پژوهشگران ايالت ميشيگان دريافتند كه گاوهايي كه طي دوره خشكي چربي بدني ذخيره كردند، در دوره شيردهي بعدي داراي شير توليدي بيشتري بوده و در اولين تلقيح آبستن مي شوند. اما، گاوها در اين مطالعه در داراي نمره وضعيت بدني ۷۷/۲ بودند. گاوها بسيار لاغر بوده و به وزن بدن بيشتري نياز داشتند. در اين شرايط، بهتر اين است كه نمره وضعيت بدني طي دوره خشكي افزايش يابد. اما، بايد تلاش كنيم كه در مرحله اول گاو لاغر وارد دوره Dry-off نشود. اين مساله به ويژه زماني اهميت بيشتري دارد كه گاوهاي خشك لاغر نتوانند از گاوهايي كه داراي شرايط مناسب براي خوراكدهي هستند، جدا شوند. گاوهايي كه داراي نمره وضعيت بدني بالا هستند ( بيشتر از ۷۵/۳) با احتمال بيشتري مصرف كمتر، كتوز و ساير بيماري هاي متابوليكي را در قبل و بعد از زايش دارا هستند. ذخاير پروتئيني و عضلاني (NRC (۱۹۸۹توصيه نموده است كه جيره هاي گاوهاي خشك داراي ۱۲ درصد پروتئين خام باشد. بيشتر متخصصان تغذيه معتقدند كه اين توصيه براي دوره Far-off مي باشد. بعضي متخصصان تغذيه ۱۳-۱۲ درصد پروتئين خام را براي اطمينان توصيه كرده اند. (NRC (۲۰۰۱ پروتئين قابل متابوليسم مورد نياز را بر اساس روزهاي آبستني و وزن گوساله متولد شده پيش بيني نموده است. براي مثال گاوي با وزن ۷۳۰ كيلوگرم كه در روز ۲۴۰ آبستني قرار دارد ۴/۱۴ كيلوگرم ماده خشك در هر روز مصرف خواهد كرد و به ۸۷۱ گرم پروتئين قابل متابوليسم در هر روز نياز دارد. اين مقدار برابر با ۶ درصد پروتئين قابل متابوليسم در جيره ها يا ۹/۹ درصد پروتئين خام مي باشد، به شرط آن كه جيره به خوبي براي بخش هاي پروتئيني متوازن شده باشد.يك زيرنويس در (NRC (۲۰۰۱ به خواننده توضيح مي دهد كه ۱۲ درصد پروتئين خام مي تواند به طور حقيقي موردنياز باشد تا نياز گاوها برآورده شود و اين به علت اتلاف پروتئين مي باشد. خورانيدن پروتئين كمتر از حد، طي دوره خشكي مي تواند ذخاير پروتئيني گاو را تهي نمايد. اين مساله مي تواند توليد شير ، عملكرد توليدمثل و سلامت گاوها طي دوره شيردهي بعدي را كاهش دهد.در مطالعه اي، افزايش پروتئين جيره از ۹ به ۱۳ درصد در تليسه ها از روز۷۰ تا ۰ پيش از زايش، مقدار شير را در اولين دوره شيردهي از ۸۰۷/۱۰ كيلوگرم به ۷۲۰/۱۱ كيلوگرم افزايش داد. متاسفأنه بسياري از گاوداران براي گاوهاي Far-off جيره هاي سيلويي و داراي علوفه با كيفيت پايين يا مرتع در نظر مي گيرند. آنها هيچ پروتئيني را اضافه نكرده و بنابراين بخش پروتئيني جيره ۸ تا ۱۰ درصد مي باشد. نوسازي ديواره شكمبه مطلوب ترين حالت اين است كه طي دوره Far-off ، جيره هاي با علوفه بالا به ويژه علوفه داراي ساقه هاي بلند نظير يونجه خورانيده شود. علوفه به حفظ پرشدگي بالاي شكمبه، تحريك حركت عضله و ترميم ديواره آسيب ديده آن در شرايطي كه به گاوها جيره هاي با غلات بالا خورانيده مي شود، كمك مي نمايد. اين مساله مي تواند ماده خشك مصرفي و توليد بالاتر را بعد از زايش تحريك كند. مزيت ديگر خورانيدن جيره با علوفه بالا، اين است كه در مجموع، داراي انرژي كمتري هستند و به جلوگيري از چاق شدن گاو طي دوره خشكي كمك مي نمايند. انواع مختلفي از علوفه مي تواند به گاوهاي Far-off خورانيده شود. درصد سديم و پتاسيم جيره Far-off براي جلوگيري از تب شير مهم نمي باشد، ولي به طور قطع جيره گاوهاي پيش از زايش بايد از نظر مواد معدني متوازن باشد. علوفه هائي كه محتوي مقدار زيادي دانه مي باشند، مثل سيلوي ذزت ، بايد بصورت محدود خورانده شوند و معمولاً بهترين راه اين است كه ذرت سيلويي به ۴۰-۳۰ درصد از ماده خشك جيره محدود شود. ويتامين ها و مواد معدني اگر يك گاو در دوره Far-off در معرض محدوديت ويتامين ها و مواد معدني موردنياز قرار گيرد، اثرات آن تا زمان بعد از زايش يا تا زمان توليد مثل بعدي گاو ديده نخواهد شد. مواد معدني كمياب و ويتامين E به طور ويژه اي براي جلوگيري از جفت ماندگي و ادم پستان مهم مي باشد. امكانات زيادي براي افزودن ويتامين ها و مواد معدني براي گاوهاي شيري فراهم نشده است. بعضي گاوداران سعي مي كنند تا مكمل ها را به صورت انتخاب آزاد بخورانند. اين روش قابل اطمينان نمي باشد. اگر خورانيدن به صورت گروهي باشد، مهمترين كار اين است كه مكمل ها را با TMR مخلوط كنيم مديريت و تغذيه گاوهاي خشك Pre-fresh در ۱۵-۱۰ سال گذشته، گاوداران شير توليدي را در مزرعه شان افزايش دادند زيرا شروع به خورانيدن جيره Pre-fresh به گاوهاي خشك از ۲۱ روز قبل از زايش تا روز زايش نمودند. مديريت وتغذيه گاو طي سه هفته قبل از زايش و بعد از آن، به مقدار زيادي توليد گاوها را براي يك دوره شيردهي كامل تعيين مي نمايد. طي دوره Pre-fresh احتياجات تغذيه اي گاوها افزايش مي يابد در حالي كه ماده خشك مصرفي كاهش مي يابد بنابراين غلظت مواد مغذي جيره بايد افزايش يابد. توازن مواد معدني جيره در اين زمان بسيار مهم مي باشد. همچنين، ميكروب هاي شكمبه و پرزهاي شكمبه از تنظيم تدريجي به كنسانتره بيشتر سود مي برند. مزاياي بسيار زيادي در جيره Pre-fresh وجود دارد: ۱) بيماري هاي متابوليكي كاهش مي يابد كه به علت بهبود توازن مواد معدني مي باشد. اگر تمام گاوهاي خشك در يك گروه باشند، به علت هزينه هاي مكمل و وجود علوفه، مشكل خواهد بود كه مواد معدني مناسب تامين گردد. ۲) كتوز حاد و مزمن كاهش مي يابد. اين امر با افزايش غلظت انرژي جيره انجام مي شود. اگر يك مزرعه دار فقط يك گروه خشك داشته باشد، غلظت انرژي نمي تواند افزايش يابد، چون گاوهاي Far-off بسيار چاق خواهند بود. اغلب، كتوز قبل از زايش توسعه مي يابد. اين مساله ( كتوز) يكباره شروع مي شود و آشكار نمي باشد و كنترل سرعت پيشرفت به سمت مشكلات كتوز بعد از زايش حتي با بهترين جيره گاو تازه زا هم مشكل مي باشد.در نهايت، با تطبيق ميكروب هاي شكمبه، مشكلات متابوليكي رفع شده و حفظ تا حد امكان بالاي مصرف در طول دوره Pre-fresh ، مصرف بعد از زايش را افزايش خواهدداد. هرگونه اقدام جهت بهبودي در مصرف گاو تازه زا به شير توليدي بيشتر، مشكلات سلامتي تحت باليني (مزمن)كمتر، عملكرد توليدمثلي بهتر و سودمندي بيشتر منجر خواهد شد. .. مصرف پژوهش ها در دانشگاه ويسكانسين نشان دادند كه گاوها به طور قابل توجهي ماده خشك مصرفي شان را طي هفته آخر پيش از زايش كاهش مي دهند. ميانگين ماده خشك مصرفي براي سه هفته قبل از زايش ۲۰ درصد كمتر از مصرف گاوهاي خشك Far away مي باشد. بيشتر اين كاهش طي هفته آخر پيش از زايش رخ مي دهد. ماده خشك مصرفي در گاوهايي كه قرار است ۲ گوساله به دنيا بياورند زودتر از ساير گاوها كاهش مي يابد. دلايل كاهش مصرف مي تواند شامل تغييرات شرايط هورموني، كتون هايي كه با شروع استفاده گاو از چربي بدنش افزايش مي يابند و بزرگي گوساله باشد. NRC ۲۰۰۱ پيش بيني كرده است كه گاوي با ۷۵۱ كيلوگرم وزن در ۲۷۰ روزگي آبستني، ۷/۱۳ كيلوگرم ماده خشك مصرف مي كند. ولي در ۲۷۹ روزگي آبستني فقط ۱/۱۰ كيلوگرم مصرف مي نمايد. وقتي جيره اي براي يك گروه Pre-fresh فرموله مي شود، فرض براين است كه مقداري برابر ۷۵/۱ درصد وزن بدن يا ۵/۱۰ كيلوگرم ماده خشك براي گاوهاي هلشتاين. مي توانند مصرف نمايند.در هر مرحله مديريت بايد گاوهاي Pre-fresh را براي يك پوند ماده خشك مصرفي بيشتر ترغيب كرد. اين مسئله وقتي كه گاوهاي Pre-fresh به راحتي به مقادير كافي آب تميز دسترسي داشته باشند، حياتي تر است. آب به گاوها كمك مي كند كه مصرف بيشتري داشته باشند. پژوهشگران ويسكانسين نشان دادند كه گاوهايي كه طي دوره Pre-fresh به مقدار كمي خوراك مي خوردند ماده خشك مصرفي آن ها در ۳ هفته بعد از زايش كمتر بوده است. انرژي در همان زمان كه ماده خشك مصرفي كاهش مي يابد رشد جنين و رشد بافت پستاني افزايش مي يابد و اين باعث افزايش مجموع مواد مغذي موردنياز مي شود. پژوهشگران در دانشگاه كورنل انرژي مورد نياز براي رشد جنين و ساير بافت هاي وابسته به آبستني را پيش بيني كردند.اما انرژي مورد نياز براي رشد پستان را بررسي و تعيين نكردند. آنها دريافتند كه توصيه هاي NRC۱۹۸۹ براي گاوهاي بالغ ( ۲۵/۱ مگاكالري بر كيلوگرم ) براي تأمين احتياجات نگهداري و رشد جنيني كافي است. اما اين غلظت انرژي طي هفته آخر پيش از زايش وقتي كه مصرف كاهش مي يابد كافي نمي باشد. همچنين نياز است كه غلظت انرژي براي تليسه هاي زايش اول بالاتر باشد كه اين مساله به علت مصرف كمتر آن ها و انرژي اضافي مورد نياز براي رشدشان مي باشد. به اين دلايل و به دليل اينكه بيشتر مزرعه ها امكانات براي ۲ گروه گاو Pre-fresh را ندارند، بيشتر متخصصين تغذيه جيره هاي Pre-fresh را براي ۵۴/۱ مگاكالري بركيلوگرم انرژي خالص شيردهي متوازن مي كنند. خورانيدن علوفه هاي حاوي الياف با قابليت هضم بالا به تامين انرژي موردنياز گاو Pre-fresh كمك مي كند. اگر ما محاسباتي براي اين كاهش ماده خشك مصرفي و افزايش انرژي مورد نياز با افزايش غلظت انرژي جيره انجام ندهيم مي توانيم انتظار داشته باشيم كه گاوها مقادير اضافي چربي ذخيره شده شان را موبيليزه كرده و داراي سطوح بالايي از NEFA پيش از زايش باشند. اين مساله مي تواند ماده خشك مصرفي پيش از زايش را كاهش داده و باعث كاهش ماده خشك مصرفي، كتوز و سندرم كبد چرب به دنبال زايش شود. پژوهشگران ايالت ميشيگان ۳۰ درصد افزايش در ماده خشك مصرفي را وقتي كه غلظت انرژي جيره از ۳۲/۱ مگاكالري بر كيلوگرم به ۵۴/۱ مگاكالري بر كيلوگرم و پروتئين خام را از ۱۳ به ۱۶ درصد در حدود ۳ هفته قبل از زايش افزايش دادند مشاهده نمودند. ماده خشك مصرفي از حدود ۱۲ كيلوگرم به ۷/۱۵ كيلوگرم در روز افزايش يافت و بالاي ۱۴ كيلوگرم در روز تا هفته آخر پيش از زايش باقي ماند. فرض مي شود كه انرژي اضافي به طور بارز از NFC تأمين شده باشد. در مطالعه بعدي كه در ايالت ميشيگان انجام شد، نتايج مشابهي مشاهده گرديد و نيز نتيجه گرفته شد كه خورانيدن جيره با انرژي و پروتئين بالاتر منجر به موبيليزاسيون كمتر چربي بدني پيش از زايش مي شود. NRC ۲۰۰۱ براي گاوهاي Pre-fresh ۴/۱۴ مگاكالري در هر كيلو گرم NEL در هر روز پيشنهاد كرده است. به علت تفاوت در پيش بيني ماده خشك مصرفي، اين مساله به غلظت انرژي ۰۵/۱ مگاكالري بر كيلوگرم در روز ۲۷۰ آبستني ( ۷/۱۳ كيلوگرم ماده خشك مصرفي) و ۴۴/۱ مگاكالري بر كيلوگرم در ۲۷۹ روز آبستني( ۹/۱۶ مگاكالري در روز ) كه براي آماده سازي شكمبه، افزايش مصرف وجلوگيري از جابجايي شيردان به سمت چپ بعد از زايش تعبير مي شود. دامنه توصيه شده براي انرژي جيره Pre-fresh استاندارد در NRC، ۵۴/۱-۶۲/۱ مگاكالري بر كيلوگرم باشد. .. كربوهيدرات هاي غيراليافي .. نياز است كه سطوح NFC در جيره هاي pre-fresh به ۴ دليل مختلف بالاتر باشد : ۱) همانطور كه بالا بحث شد نياز است كه جيره pre-fresh حاوي غلظت بالاتري از انرژي باشد معمولا اقتصادي ترين راه براي تأمين اين نياز، NFC مي باشد. ۲) پروپيونات ( اسيد چرب فراري كه اصولا از تخمير NFC توليد مي شود ) طول پرزهاي شكمبه را افزايش مي دهد. پرزهاي شكمبه برآمدگي هاي انگشت مانندي هستند كه اسيدهاي چرب فرار را از شكمبه جذب مي كنند، تحريك رشد پرزها پيش از زايش، جذب، اسيدهاي چرب فرار بعد از زايش را افزايش مي دهند. اسيدهاي چرب فرار به عنوان يك منبع انرژي براي گاو استفاده مي شود و پروپيونات به ويژه براي كاهش كتوز مورد نياز است. حذف اسيدهاي شكمبه نيز براي كنترل اسيدوز شكمبه مهم است. ۳) سطوح بالاتر NFC به انطباق ميكروب هاي شكمبه به جيره شيردهي كمك مي كند. افزايش رشد ميكروب هاي تخمير كننده NFC پيش از زايش، وقوع اسيدوز و مشكلات مربوط به خوراك وقتي كه يك گاو زايش مي كند و جيره اي با NFC بيشتر را مصرف مي كند، كاهش مي دهد ۴) پروپيونات براي به دست آوردن انرژي از چربي بدني و كاهش كتوز مصرف مي شود. سطوح NFC طي دوره pre-fresh بايد به۳۲ تا ۳۳ درصد ماده خشك افزايش يابد. در يك جيره معمول، اين مقداربرابر ۶/۳ تا۵/۴ كيلوگرم دانه هاي اضافه شده است. در جيره گاوهاي دوشا، مهم است كه مخلوطي از منابع NFC وارد شود. بعضي از آن ها به سرعت تخمير شوند ( نظير قندها و ذرت با رطوبت بالا ) و بعضي از آن ها آرام تر تخمير شود ( نظير آرد ذرت )، اين امر هضم كلي NFC ، تعداد باكتري هاي شكمبه و مقدار پروتئين ميكروبي در دسترس براي استفاده توسط گاو را افزايش مي دهد پروپيونات كلسيم وارد كردن ۱۱/۰ كيلوگرم پروپيونات كلسيم( يا معادل مكمل تجاري آن)، در جيره هاي pre-fresh، دز بيشتري از پروپيونات را تأمين مي كند كه كتوز حاد و مزمن را كاهش مي دهد. پروپيونات در كبد براي تبديل استات حاصل از چربي موبيليزه شده به انرژي به جاي تبديل استات به كتون ها استفاده مي شود. الياف مؤثر با افزايش بخش دانه اي در جيره pre-fresh و هورمون هاي آبستني، مصرف تحت تأثير قرار مي گيرد. مصرف روزانه با احتمال بيشتري نوسان مي كند. نوسانات روزانه ماده خشك مصرفي داراي اثر منفي بر سلامت شكمبه بوده و ميانگين ماده خشك مصرفي در هر روز را كاهش مي دهد. اين امر در كمترين حالت مي تواند مصرف در بعد از زايش را كاهش دهد. بدتر از آن اين كه نوسانات در مصرف، خطر كتوز، تب شير و جابجايي شيردان را افزايش مي دهد. الياف موثر بلند به پر نگه داشتن شكمبه و عملكرد بهتر آن طي دوره pre-fresh كمك مي كند. بنابراين اهميت دارد كه سطوح كافي الياف مؤثر ( معمولاٌ بيش از ۳۲ درصد NDF علوفه اي ) در جيره pre-fresh حفظ شود. حدود ۳/۲ كيلوگرم علف خشك گراس با كيفيت بالا ( كمتر از ۶۵ درصد NDF ) مي تواند به تأمين الياف بلند مناسب كمك نمايد. پروتئين پژوهشگران كورنل، مقدار پروتئين جيره هاي pre-fresh تليسه هاي زايش اول را از ۱۲ تا ۱۵ درصد با استفاده از پروتئين عبوري افزايش دادند. هدف آن ها تأمين DIP مورد نياز ميكروب هاي شكمبه و بيشتر كردن توليد پروتئين ميكروبي و سپس تأمين اسيدهاي آمينه عبوري اضافي براي تأمين مابقي احتياجات گاو بود. آن ها درصد پروتئين شير را بعد از زايش افزايش دادند و سرويس ها به ازاي هر آبستني گرايش به كاهش داشت. آن ها همچنين كاهش نمره وضعيت بدني بعد از زايش را كم كردند كه اين نتايج كتوز كمتر بعد از زايش را نشان مي دهد. احتياجات پروتئين گوساله در حال رشد داخل بدن گاو براي رشد عضلاني شبيه همان است كه براي انرژي گفته شد بدون پروتئين جيره اي كافي در پيش از زايش، گاو پروتئين كمتري را براي استفاده در بعد از زايش ذخيره مي كند. اين امر مي تواند اثر منفي بر توليد پروتئين شير داشته باشد. اسيدهاي آمينه ويژه اي ممكن است براي كمك به پاك كردن چربي تجمع يافته در كبد كمك كنند. اسيدهاي آمينه ويژه اي نيز ممكن است به جذب و استفاده چربي براي انرژي كمك كنند. پروتئين ممكن است در جذب كلسيم، كاهش تب شير مزمن و افزايش ماده خشك مصرفي مهم باشد. NRC۱۹۸۹ فقط ۱۲ درصد پروتئين خام را در جيره pre-fresh پيشنهاد مي كند. پژوهشگران در مورد كافي بودن يا نبودن آن توافق ندارند. آزمايش هاي برخي پژوهشگران تفاوتي را در پاسخ به پروتئين اضافي خورانيده شده بين سطوح نسبتاً بالاي پروتئين قابل تجزيه يا سطوح نسبتاً بالاي پروتئين غير قابل تجزيه بودند، مشخص نكردند. پروتئين قابل تجزيه مي تواند تلف شود و بارگيري نيتروژن اضافي مي تواند به طور مخالف اين گاوها را تحت تأثير قرار دهد. يك آزمايش در مزرعه كورنل نشان داد كه خورانيدن بيش از ۱۲ درصد پروتئين خام طي دوره pre-fresh خطر جفت ماندگي و كتوز را كاهش مي دهد. تجربه با بسياري از گله هاي تجاري نيز از خورانيدن سطوح بالاتر پروتئين حمايت مي كند. به علت اين تجارب و آزمايشات كورنل كه قبلا مورد بحث قرار گرفت بسياري از متخصصين تغذيه توصيه مي كنند جيره پيش از زايش حاوي ۱۵-۱۴ درصد پروتئين خام باشد كه حدود ۳۰ درصد از پروتئين به شكل پروتئين محلول، ۶۰ درصد آن پروتئين قابل تجزيه(DIP) و ۴۰ درصد آن پروتئين غير قابل تجزيه(UIP) باشد. ورود بعضي پروتئين هاي سوياي فرآيند شده و پروتئين هاي حيواني براي بهبود كيفيت اسيدهاي آمينه عبوري (UIP ) توصيه شده است. پروتئين اضافي به ويژه براي تليسه هاي زايش اول مهم است.۹۰۱ گرم پروتئين قابل متابوليسم براساس NRC ۲۰۰۱ در روز ۲۷۰ آبستني و ۸۱۰ گرم در روز ۲۷۹ آبستني توصيه مي شد. با استفاده از پيش بيني ۱۳/۷ كيلوگرمي و ۱/۱۰ كيلوگرمي ماده خشك مصرفي، به شرط اين كه جيره به خوبي براي بخش هاي پروتئين متوازن شده باشد، به ترتيب برابر با ۵/۶ درصد پروتئين قابل متابوليسم و ۸ درصد پروتئين قابل متابوليسم براي ۲۷۰ و ۲۷۹ روزگي آبستني يا ۸/۱۰ درصد و ۴/۱۲ درصد پروتئين خام مي باشد. يك زيرنويس در NRC(۲۰۰۱) به خواننده توضيح مي دهد كه ۱۲ درصد پروتئين خام مي تواند به طور حقيقي موردنياز باشد تا نياز گاوها برآورده شود كه به علت اتلاف پروتئين مي باشد و در توصيه هاي NRC در جيره هاي استاندارد گاوهاي close up۱۲ درصد پروتئن خام توصيه شده است. ويتامين ها و مواد معدني سطوح كافي مواد معدني و توازن مواد معدني براي كنترل مشكلات متابوليكي هم حاد و هم مزمن مهم مي باشد. يكي از مشكلات متابوليكي معمولاً منجر به ساير مشكلات متابوليكي و كم شدن توليد مي شود. مديريت خوراكدهي و خوشخوراكي جيره گاوهاي pre-fresh سخت گيرترين گروه تغذيه كننده در مزرعه هستند. - علوفه جيره بايد تازه و بدون كپك باشد و از باقيمانده ( sweeping) خوراك گاوهاي دوشا به عنوان بخشي از جيره pre-fresh استفاده نشود. TMR -گروه pre-fresh يك روز در ميان خورانيده نشود. حداقل ۱ بار در روز و بهتر است ۲ بار در روز TMR تازه در دسترس قرار بگيرد. - هرگز اجازه داده نشود آخور در طول روز خالي بماند ۱۰(درصد باقيمانده توصيه مي شود) - احتياط شود كه نمك هاي آنيوني و چربي هاي عبوري و پروتئين هاي حيواني كه خيلي خوشخوراك نيستند حداقل باشد و به تدريج اضافه شود. - علوفه داده شده در جيره گاوهاي دوشا، برا ي حداقل كردن تنظيمات بعد از زايش، به گاوهاي pre-fresh نيز خورانيده شود. محيط تنش و سطوح NEFA خون مرتبط با استرس بوسيله تأمين يك جايگاه داراي تهويه خوب، تميز و خشك و داراي بستر خوب براي گوساله زايي، كاهش مي يابد. استرس گرمايي را حداقل كنيد و از انتقال گاو در زمان زايش جلوگيري كنيد. نياسين نياسين يك ويتامين محلول در آب مي باشد كه توسط ميكروب هاي شكمبه توليد مي شود. نياز به نياسين به ويژه طي دوره انتقال بيشتر از چيزي است كه در شكمبه توليد مي شود. نياسين مي تواند در كبد در متابوليسم چربي ها كمك كند و بنابراين افزودن ۶ تا ۱۲ گرم نياسين به جيره مي تواند سطوح كتون خون را كاهش دهد. هر چند اطلاعات مخالف از محققان نيز موجود مي باشد. كولين كولين يك ويتامين محلول در آب مي باشدكه نظير نياسين توسط ميكروب هاي شكمبه توليد مي شود. همانند نياسين، محققان اكنون بر اين باورند كه ميكروب هاي شكمبه نمي توانند كولين كافي براي تأمين تمام نيازهاي گاو را به ويژه طي دوره انتقال بسازند. كولين در بخشي از ساختار ديواره سلولي به ويژه غشاهاي سلول وجود دارد. كولين در استفاده از چربي ها و انتقال آن ها از كبد به شكل ليپوپروتئين ولي با چگالي بسيار كم ( VLDL ) دخالت دارند. البته، كولين بخصوص طي دوره انتقال براي گاوها حياتي مي باشد تا به آن ها در پاك كردن كبد از چربي تجمع يافته براي جلوگيري از سندرم كبد چرب كمك نمايد. باكتري هاي شكمبه بيشتر كولين جيره اي مصرف شده توسط گاو را تجزيه مي كنند. بنابراين كولين افزوده شده بايد به شكل محافظت شده در برابر شكمبه خورانيده شود
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 21:53  توسط حميد اشرفي | 

تغذيه جوجه هاي گوشتي يكروزه

از :دكتر سيد حسين طباطبائي مجله صنعت مرغداري

برنامه هاي فعلي تغذيه جوجه هاي گوشتي كه از زمان ورود به سالن تا ۲۱ روزگي استفاده مي شود يك خوراك آغازين ( استارتر ۱ ) مي باشد. فرمول اين خوراك موجب مصرف همان مواد مغذي در جوجه هاي يكروزه مي شود كه در پرندگان مسن تر مصرف مي شود ولي يافته ها و تحقيقات جديد نشان مي دهد كه اين كار صحيح نيست. قابليت و امكان استفاده از اجزاء تشكيل دهنده خوراك در جوجه هاي خيلي جوان به مراتب ضعيف تر از پرندگان مسن تر است.
تفاوتهايي كه در نحوه استفاده از غذا در جوجه هاي جوان وجود دارد بخاطر تطابق و سازگاريهاي ايجاد شده در طي انتقال از زندگي جنيني به زندگي طبيعي است. به عبارت ديگر انتقال از تغذيه مادري به تغذيه خارجي. آگاهي دقيق از تكامل جنين در زمان انكوباسيون بخصوص در روزهاي پاياني آن و بلافاصله پس از تولد اهميت زيادي دارد. نحوه تغذيه جنين و تغييرات دستگاه گوارش در دوران انكوباسيون و رشد اوليه آن پس از تفريخ يك نقش كليدي در اين مورد دارد. افزايش ميزان گلوكز خون بوسيله استفاده از مواد افزودني و غذاهاي مخصوص با حداكثر نشاسته ژلاتينه شده نيز از مواردي هستند كه موجب بهبود رشد اوليه جوجه مي شوند. فرمول مخصوصي كه بتواند در ابتداي زندگي نياز جوجه را تأمين كند تا سن ۳ يا ۴ روزگي بيشتر مورد نياز نيست.

فرآيندهاي هضم جنيني:
زرده منبع اصلي مواد غير حيواني براي تشكيل جنين و رشد آن در دوران انكوباسيون مي باشد كه دو سوم محتواي ماده خشك آن چربي است كه از نوع ليپوپروتئينها با دانسيته خيلي پائين  (VLDL) و ويتلوژنين مي باشد. ( ويتلوژنين فسفو پروتئين زرده مي باشد ) اين دو نوع تركيب تأمين كننده انرژي هستند و اسيدهاي چرب در اين زمان براي ساخت غشاء سلولي به مقدار زياد لازم هستند. فوسويتين پروتئيني است كه فسفر را متمركز ميكند و بصورت گرانول وجود دارد. فوسويتين همراه با كلسيم آزاد شده از پوسته تخم مرغ براي تشكيل اسكلت جوجه به مصرف مي رسد. قسمت آبكي زرده ايمونوگلوبولين IgG را در خود دارد كه جهت ايجاد ايمني پاسيو يا غير فعال در ابتداي زندگي جوجه به منظور مقابله با عفونتها بسيار اهميت دارد. انتروسيتهاي موجود در دستگاه گوارش جنين در پايان هفته دوم انكوباسيون براي جذب مولكولهاي درشت با ظرفيت هضم و جذب محدود هدايت مي شوند.
در اين موقع آلبومين از طريق ارتباط سروآمنيوتيك بطرف حفره آمنيوتيك و از طريق ناف كيسه زرده بطرف كيسه زرده جاري مي شود. آلبومين وارد شده به حفره آمنيون در اولين تجربه هضمي جنين بوسيله جنين هضم مي شود. اين عمل موجب تشكيل انتروسيتهاي جديد مي شود كه عمل هضم را كاملتر انجام مي دهند. محتويات از طريق غشاء كيسه زرده بسرعت به جوجه منتقل مي شوند. چربي بعنوان جزء اصلي باقيمانده مخلوط زرده  و آلبومين همراه با مواد مغذي ديگر وجود دارد. ميزان گلوكز خيلي پائين است و بنابراين چرخه گلوكونئوژنز از پروتئين منبع اصلي توليد گلوكز براي جوجه هاي در حال تولد مي باشد. تغذيه مستقل در جوجه براي پاسخ به نيازهاي غذايي آن در سن ۳ تا ۴ روزگي شروع مي شود. يعني موقعي كه محتويات كيسه زرده كاملا” به مصرف رسيده است.

مطالعه بر روي رشد اوليه جوجه :
اولين  تماسي كه جوجه با  محيط  دارد  موجب يك آسيب  ميكروبيولوژيكي  خطرناك به  آن مي شود. ايمني  غير فعال ( پاسيو ) براي رشد اوليه جوجه ضروري است ولي فقط حفاظت بر عليه ميكروبهايي را ايجاد مي كند كه قبلا” مرغ مادر با آنها تماس داشته است. دستگاه گوارش جوجه بعد از تفريخ نابالغ است و اغلب جذب غذا از روده آهسته انجام مي شود. با توقف بيشتر مواد مغذي در لوله گوارش ميكروارگانيسم هايي كه از محيط و بخصوص همراه غذا دريافت شده اند از وجود محيط مناسب و سرشار از مواد غذايي بهره كافي برده موجب عفونتهاي مزمن  مرگ و مير در جوجه مي گردند.
آنتي بيوتيكها معمولا” در جيره جوجه هاي گوشتي منظور مي شوند ولي نقش آنها در غذاي استارتر اهميت زيادي ندارد بخصوص وقتي جوجه ها بر روي بستر استفاده شده  پرورش مي يابند.
مرغهاي مادر بالغ و مسن تخم مرغهاي سنگين تر و با نسبت زرده بيشتر از تخم مرغهاي مادر جوان توليد مي كنند. جوجه هايي كه از تخم مرغهاي داراي ذخاير غذايي بيشتر هچ مي شوند سنگين تر هستند. جوجه هايي كه از تخم مرغ هاي مادر جوان هچ مي شوند غلظت پائين تري از فسفر در كيسه زرده دارند كه كلا” بعلت كمبود فسفوليپيدهاي آن است. مرگ و مير اوليه در جوجه هايي كه از تخم مرغ هاي كوچك هچ مي شوند بيشتر از جوجه هايي است كه از تخم مرغ هاي بزرگ متولد مي شوند.
پروپيونيك اسيد  يك پيش ساز گلوكز در حيوانات است. اين تركيب گلوكزساز در جوجه ها بسرعت و كاملا” در دستگاه گوارش جذب مي شود. اين تركيب فعاليت ميكرب كشي  نيز دارد.
در مطالعه اي از زمان ورود جوجه به سالن تا ۷ روزگي به ميزان ۳% پروپيونات آمونيوم به غذا اضافه شد. و جوجه هاي حاصل از تخم مرغهاي مادرهاي جوان و مسن تر بصورت مخلوط انتخاب شدند. بازدهي و رشد كلي جوجه هاي حاصل از تخم مرغهاي كوچك ضعيف تر از جوجه هايي بود كه از تخم مرغ هاي بزرگ متولد شده بودند. اضافه نمودن پروپيونات آمونيوم به غذا موجب كاهش ميزان اضافه وزن جوجه شد ولي تبديل غذايي را بهبود بخشيد. پروپيونات مرگ و مير كلي در جوجه هاي ضعيف تر كه از مادرهاي جوان بوجود آمده بودند را نيز كاهش داد.

جيره هاي حاوي كربوهيدرات بالا موجب كاهش رشد و وزن گرفتن جوجه مي شوند
دستگاه گوارش نابالغ جوجه هاي در حال تولد براي هضم نشاسته خيلي بيشتر از هضم چربي سازگاري دارد. محتويات كيسه زرده داراي كربوهيدرات كم و چربي زياد مي باشد و از طريق غشاء كيسه زرده جذب بدن جوجه مي شوند. سوخت كامل چربي به جريان ثابت گلوكز داشته و جوجه با استفاده از گلوكونئوژنز از پروتئين براي رسيدن به اين هدف استفاده مي كند.
در يك آزمايش انجام شده ، يك جيره حاوي كربوهيدرات بالا شامل آرد ذرت همراه با كلسيم و فسفر پيشنهادي NRC در سه روز اول ورود جوجه به سالن در اختيار آنها قرار گرفت و نتيجه آن با يك فرمول غذايي استارتر استاندارد NRC كه نياز جوجه به تمام نوترينت ها را تأمين كند مقايسه بعمل آمد. در اين آزمايش بهبود احتمالي گلوكونئوژنز از پروپيونات مجددا” مطالعه شد و اين بار مطالعه با استفاده از پروپيونات كلسيم انجام شد. تمامي جيره هاي مورد آزمايش تا سن سه روزگي استفاده شدند. نتايج نشان داد كه جيره حاوي كربوهيدرات بالا موجب كاهش ميزان وزن گرفتن جوجه گرديد كه تا سن كشتار اين كاهش حفظ شد. اين نتيجه مربوط به كمبود پروتئين اوليه و نارسايي رشد بافتهاي بدن در ابتداي تولد مي شود استفاده از پروپيونات منجر به كاهش مرگ و مير اوليه و نيز مرگ و مير كلي گله گرديد و هراه با جيره استارتر استاندارد بهبود افزايش وزن جوجه را به همراه داشت.

يك جيره غذايي براي چند روز اول زندگي جوجه
استفاده از فرمولهاي پيشنهادي معمولي در سن ۱ تا ۲۱ روزگي ممكن است موجب ايجاد كمبود مرزي ۱۳ كلسيم و فسفر در روزهاي اول به بعد از تولد شود بخصوص وقتي جوجه از گله مادر جوان متولد شده باشد. استفاده از اجزاء غذايي كه مطابق با قابليت هاي هضمي و جذبي در روزهاي اول زندگي باشد هنوز مورد توجه قرار نگرفته است.
بعنوان مثال مي توان از كنجاله سويا  نام برد. اين كنجاله در پرنده هايي كه دستگاه گوارش بالغ دارند بخوبي مورد استفاده قرار مي گيرد ولي بخاطر اليگوساكاريدهاي غير قابل هضم  موجود در آن براي جوجه هاي جوان مضر بوده و مي تواند در جوجه عوارض گوارشي ايجاد نمايد و بر روي راندمان غذا و رشد جوجه تأثير منفي بگذارد. بعضي مواد غير معمول با قابليت هضم بالاتر پتانسيل قوي براي منظور شدن در جيره هاي اوليه را دارند. در آينده اي نزديك متخصصين تغذيه با تنوع بيشتري از مواد دانه اي روبرو خواهند بود كه با اصلاحات ژنتيكي ايجاد شده در آنها با توان هضمي حيوان مواجهه بهتري دارند.
عمل آوري غذا بوسيله پلت كردن  و اكسترود كردن  نيز ابزار مهمي در آماده سازي غذا براي جوجه هاي جوان هستند. پلت كردن غذا در همه جاي دنيا انجام مي شود ولي مراحل ناقص در اين عمل وجود دارد كه موجب ژلاتينه شدن كامل نشاسته نمي شود.
اكسترود كردن روشي گرانتر از پلت كردن است ولي افزايش وزن بيشتري در جوجه ايجاد مي كند كه بخاطر استفاده بهتر از مواد غذايي بعلت ژلاتينه شدن كامل نشاسته  در اين روش مي باشد.
استفاده از بعضي مواد افزودني مانند پروپيونات ها از طريق بهبود گلوكونئوژنز باعث كاهش مرگ و مير جوجه ها مي شود گر چه اثرات آن بر روي افزايش وزن جوجه كاملا” مشخص نيست.
غذايي كه هنگام ورود جوجه به سالن در اختيارش قرار مي گيرد برخلاف آنچه كه پيش استارتر ناميده مي شود بعنوان غذاي ۴-۳ روز اول پيشنهاد مي شود يعني زماني كه بيشترين مقدار محتواي كيسه زرده به مصرف جوجه مي رسد. اين غذاي مخصوص ممكن است گرانتر از غذاي استارتر معمولي تمام شود ولي چون فقط ۴-۳ روز اول استفاده مي شود تأثير خيلي كمي در قيمت تمام شده كل غذا خواهد داشت.



















+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 21:52  توسط حميد اشرفي | 

تعیین احتیاجات کلسیم و فسفر در گاوهای شیری

نویسنده: جیس. پی؛ گووف
مرکز ملی بیماریهای دامی ؛ واحد ایمنولوژی و بیماریهای متابولیکی  وزارت کشاورزی آمریکا
مترجم : حمید رضا  کامیارنژاد ؛ کارشناس دامپروری

مقدمه:
اطلاعاتی که در ادامه خواهد آمد نه تنها به وظایف فیزیولوژیک املاح در بدن گاوهای شیری مربوط میشود ؛ بلکه میزان احتیاجات آنها را نسبت به مواد مذبورمشخص می کند. جنبه های اختصاصی هر عنصر در بدن دام از نظر فاکتورهای فیزیولوژیکی و عواملی که پس از جذب آنها را تحت تاثیر قرار می دهد بحث و بررسی می گردد.
احتیاجات غذایی:
در صورتیکه امکان داشته باشد نیاز بافتهای بدن را نسبت به مواد معدنی بررسی نماییم می توانیم بر این اساس نیازهای غذایی هر عنصر را در هنگام جذب در بافتها ی مربوطه محاسبه و تعیین نماییم. بر این اساس اگر ما بتوانیم نیاز نگهداری بدن (دفع عنصر از طریق ادرار و مدفوع را محاسبه نماییم) ؛ آبستنی(نیاز جفت و جنین)؛ تولید شیر (محتوای شیر) و رشد(نیاز بافتها به املاح جهت رشد) را مشخص کنیم ؛ بنابراین قادر خواهیم بود کل نیاز بدن به املاح را مشخص نماییم. اگر مابدانیم که چه مقدار از عنصر جذب شده در بدن به مصرف می رسد ؛ انگاه با توجه به فرمول زیر میزان نیاز آن در بدن قابل محاسبه میباشد.
میزان مورد نیاز عنصر= نگهداری + آبستنی+ رشد+شیرواری/ ضریب تاثیر جذب

مقادیر مورد نیاز نگهداری ؛ آبستنی؛رشد و شیرواری قبلا در سال ۱۹۸۰ توسط ان آرسی  محاسبه گردیده است . این مقادیر خیلی کم هستند و بخوبی و به راحتی اندازه گیری شده اند و قابل اطمینان نیز هستند. چالش حقیقی ؛ تعیین ضریب تاثیر هنگام جذب در انواع و اقسام جیره های غذایی و مکمل های مورد مصرف به عنوان منابع اصلی تامین کننده املاح میباشد.
این فاکتورها جذب عناصر را تحت تاثیر قرار می دهند و درصورت امکان در آینده می توان مشخص کرد که جهت تصحیح برآورد حقیقی میزان نیاز املاح از چه ظرایبی استفاده خواهد شد  و بر این اساس میزان استاندارد نیاز حقیقی تک تک املاح پیشنهاد خواهد گردید.
یک منبع عالی که به تعیین نیاز واقعی هر عنصر کمک می کند میزان نسبی قابلیت فراهمی آن عنصر از غذاهای دامی و مکمل های مخصوص میباشد. منظور از این مسئله میزان قابلیت فراهمی یک ماده مغذی در بدن دام  میباشد که توسط آمرمن و بیکر و لویس  برای اولین بار اعلام گردید.
(C.Ammerman,D.Baker and A.Lewis)
این مسئله می تواند به تشخیص مشکلات مربوط به مقادیر بیش از حد مورد استفاده از هر کدام از املاح در بدن حیوان کمک کند. یک منبع عالی به منظور شناخت و ارزیابی کمبود مواد معدنی در سلامتی دامها توسط پالس معرفی گردیده است.
(R.Puls)

کلسیم:
از زمانی که کلسیم به عنوان عنصری ضروری به منظور بافتهای استخوانی بدن شناخته شد؛ ما توانستیم تشخیص دهیم که سیستمی تعادلی جهت نگهداری کلسیم در بدن دام وجود دارد . این سیستم سعی می کند که  میزان کلسیم خارج سلولی را هنگامیکه افزایش ورود کلسیم به مایع برون سلولی وجود دارد حفظ نماید و همچنین زمانیکه دفع کلسیم از بدن صورت می گیرد نیز می تواند غلظت کلسیم خارج سلولی را کنترل نماید. هنگامیکه کلسیم به مقادیر زیاد از بدن دفع می گردد پدیده ای بنام هیپوکلسمی رخ می دهد. اگر کلسیم دفع شده از بدن توسط ذخایر کلسیمی بدن به سرعت جایگزین نگردد؛ این هیپوکلسمی ادامه خواهد داشت و منجر به تهی شدن بافتهای نرم بدن از کلسیم خواهد شد. کلسیم می تواند به هنگام ساخت استخوان در بدن مورد استفاده قرار گیرد و یا از طریق دستگاه گوارش ؛ عرق کردن و از طریق ادرار از بدن دفع گردد. کاهش واضح و اختصاصی کلسیم در بدن در موقع شیردهی اتفاق می افتد زیرا تولید شیر بزرگترین عامل استفاده از کلسیم در بدن میباشد. هنگامیکه سنتز شیر در بدن حیوان صورت می گیرد تمامی منابع کلسیمی بدن مورد استفاده واقع میشوند و بایستی ذخایر از دست رفته توسط کلسیم موجود در خوراک مجددا تامین گردد؛ همچنین از طریق ذخایر استخوانها نیز کلسیم تامین می گرد و یا اینکه کلیه ها توسط فیلتر کردن قسمتی از کلسیم از دفع بیش از حد آن جلوگیری می نمایند. سرانجام کلسیم غذا بایستی وارد مایع برون بافتی شده و سبب عملکرد مناسب حیوان گردد.جذب کلسیم می تواند بواسطه یک پمپ انتقالی ثانویه در سلولهای اپی تلیال دستگاه گوارش انجام گردد. این پمپ قادر خواهد بود که کلسیم یونیزه شده در دستگاه گوارش را مستقیما از طریق موکوس موجود حتی با قطری بیش از ۶ میلی میکرون جذب سلولهای اپی تلیال نماید. این غلظت معمولا زمانی بدست می آید که حیوان جوان است وفقط شیر می خورد . در غیر نشخوار کنندگان مشخص شده است که ۵۰ درصد از کلسیم حاصل از غذا میتواند توسط این پمپ جذب بدن گردد. در نشخوار کنندگان به درستی مشخص نشده که چند درصد از کلسیم تامین شده توسط جیره غذایی قابل جذب در بدن آنها میباشد؛ اما کاهش غلظت کلسیم در شکمبه حیوان می تواند به کاهش میزان جذب کلسیم در بدن منتهی گردد.
انتقال فعال کلسیم دومین مسیری است که به جذب کلسیم کمک می نماید . این مسیر خصوصا هنگامیکه جیره از نظر کلسیم غنی نمی باشد بسیار حائز اهمیت است. انتقال فعال کلسیم توسط ۱ و ۲۵ دی هیدرو ویتامین دی که یک هورمون مشتق شده از ویتامین دی میباشد کنترل  می گردد.ویتامین دی  تولید شده در پوست و مقداری که توسط غذا تامین گردیده می تواند در کبد به ۲۵ هیدروکسی ویتامین دی تبدیل شده و در سلولهای کلیه به ۱و۲۵ دی هیدروکسی ویتامین دی متابولیزه گردد. هورمون پاراتیرویید به طور غیر مستقیم جذب کلسیم از دستگاه گوارش را تحریک می نماید زیرا این هورمون اولین تنظیم کننده تولید ۱ و۲۵ دی هیدروکسی ویتامین دی میباشد.
احتیاجات غذایی کلسیم:
نگهداری:
در گاوهای خشک نیاز کلسیم قابل جذب برای بدن مقدار ۰.۰۱۵۴ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن زنده میباشد. در گاوهای شیری نیاز کلسیم برای نگهداری افزایش پیدا می کند و به ۰.۰۳۱ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن زنده می رسد . افزایش ماده خشک مصرفی باعث افزایش نیاز به کلسیم در طول هضم  غذا میشود.
رشد :
اگر وزن زنده دام کمتر از ۲۰۰ کیلوگرم باشد نیاز کلسیم برای رشد حیوان ۱۷ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن زنده میباشد و اگر وزن زنده حیوان بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلوگرم باشد  ۱۳ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن زنده ؛ کلسیم مورد نیاز است و اگر وزن زنده حیوان بین ۳۰۰ تا ۴۵۰ کیلوگرم باشد؛ ۸ گرم به ازای هر یک کیلو وزن زنده مورد نیاز است و اگر وزن زنده دام بیش از ۴۵۰ کیلوگرم باشد؛ ۵ گرم کلسیم به ازای هر یک کیلوگرم وزن زنده مورد نیاز میباشد.
آبستنی:
بیشترین نیاز به کلسیم در آخرین هفته آبستنی میباشد  چرا که بیشترین رشد اسکلتی جنین در این موقع صورت می گیرد . کلسیم قابل جذب مورد نیاز برای رحم و جنین از یک گرم در روز تا ۱۹۰ گرم در روز به ترتیب با افزایش سن آبستنی  خواهد بود و در زمان زایمان تقریبا ۱۰ گرم در روز نیاز به کلسیم قابل جذب میباشد.
شیرواری:
میزان کلسیم قابل جذب به منظور تولید یک کیلو شیر ۴% چربی برابر ۱.۲۲ گرم برای گاوهای شیری هولشتاین تعیین گردیده است. ۱.۴۵ گرم بری گاوهای جرسی و ۱.۳۷ گرم برای سایر نژادها برآورد گردیده است. به ازای هر کیلوگرم تولید آغوز نیاز به ۲.۱ گرم کلسیم قابل جذب میباشد.
ضریب جذبی:
به منظور تعیین دقیق قابلیت فراهمی کلسیم از طریق مصرف مواد غذایی ؛ حیوانات بر اساس استفاده از غذای بدون کلسیم مورد آزمایش واقع شدند تا بتوانند مقادیر کلسیم قابل جذب مورد نیاز آنها را تعیین کنند. بر اساس این تحقیق مکانیسم های جذب کلسیم در دستگاه گوارش بسیار فعال بودند ؛ اما حیواناتی که کلسیم به مقدار لازم در جیره غذایی خود داشتند بهتر توانستند کلسیم بدن خود را تامین نمایند. بعضی از تحقیقات نشان داد که کل کلسیم بدن تامین گردید اما بعضی از تحقیقات که نتایج آن نیز منتشر گردید میزان کلسیم مورد نیاز بدن را کمتر از حد واقعی آن تخمین زدند.
بر اساس انتشارات قبلی ان آر سی آمریکا؛ فقط یک راه موثر جذب برای کلسیم آن هم از طریق دستگاه گوارش بر اساس نوع کلسیم مورد استفاده در بدن دامها  تعیین شده بود. ضریب جذب در این طریق مقدار ۰.۳۸ مطابق با توصیه ان آرسی در سال ۱۹۸۹ و ۰.۴۵ در سال ۱۹۷۸ بر اساس میانگین جذب در آزمایشات متفاوت بود. تصمیم گیری در رابطه با تعیین ضریب جذب ۰.۳۸ بر مبنای نتایج حاصل از ۱۱ آزمایش فارمی بود که میانگین ضریب جذب کلسیم از طریق دستگاه گوارش را ۰.۳۸ نشان داده بود. نکته مهم در این ۱۱ تحقیق این بود که همه گاوها با جیره هایی تغذیه شده بودند که میزان کلسیم آن بیشتر از نیاز دام در نظر گرفته شده بود. به عبارتی بالانس مثبتی برای کلسیم به مقدار ۲۰ تا ۴۰ گرم در روز در جیره این دامها وجود داشت .
در سه مورد از این تحقیق ها , گاوها در بالانس منفی کلسیم بسر بردند به آن معنی که میزان کلسیم جذب شده به مقدار ۴۰% از کلسیم مورد نیاز بدن بود. در اکثر این تحقیقات در جیره غذایی گاوها از یونجه و علف باغی به منظور تامین کلسیم استفاده شده بود.
در سال ۱۹۸۰ کمیته تامین احتیاجات غذایی انگلستان ضریب جذبی کلسیم را ۰.۶۸ تعیین کرد . این ضریب جذبی بطور مشخصی بیشتر از آنچه بود که سایر کمیته ها تعیین کرده بودند ولی برای اطمینان بیشتر نیاز به تحقیق های بیشتر و کاملتر وجود داشت. یک ضریب جذبی تنها نمی تواند کاربردی باشد. قابلیت فراهمی کلسیم در علوفه ها مطابق با نظر مارتز و همکاران در سال ۱۹۹۰ برابر ۳۰% میباشد . به نظر می رسد که اگزالات در علوفه ها مقصر اصلی میباشد. قابلیت فراهمی کلسیم در کنسانتره حدود ۶۰% تخمین زده میشود. بر اساس تئوری جذب کلسیم در مکمل های معدنی عموما بیشتر از کلسیم موجود در علوفه ها میباشد. فاکتور محدود کننده قابلیت فراهمی کلسیم میزان حلالیت آن میباشد. در اکثر مکمل های معدنی قابلیت فراهمی کلسیم حداقل ۷۰% از کلسیم جذب شده میباشد. ( بر اساس تحقیقات هانسارد و همکاران در سال ۱۹۵۷).
در ابتدای دوره شیردهی تقریبا همه گاوها در بالانس منفی کلسیم به سر می برند . با  افزایش مصرف ماده خشک ؛ میزان کلسیم دریافتی نیز افزایش یافته بطوریکه در ۶ تا ۸ هفته پس از زایمان همه  گاوها در بالانس مثبت کلسیم بسر خواهند برد . گاوهای شیری در ۱۰ روز اول پس از زایمان بیشترین ریسک بالانس منفی کلسیم را داشته و بعضی از آنها در این زمان به فرم تحت کلینیکی دچار هیپوکلسمی هستند . هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد گاوهای شیری در ابتدای دوره شیردهی دچار هایپوکلسمی هستند حتی میزان کلسیم پلاسما نیز نرمال نشان می دهد.
به این دلیل خطا وجود دارد که این استخوانها هستند که مرتبا کمبود کلسیم خون را جبران می نمایند و آنها در اواسط دوره شیردهی می توانند ذخایر از دست رفته خود را مجددا پر نمایند.
تاثیر نسبت کلسیم به فسفر در جذب کلسیم و فسفر به نظر مهم احساس میشود اما نتایج تعدادی از تحقیقات نشان داده که نسبت کلسیم به فسفر بحرانی نیست زیرا در نسبتهای ۷ به ۱ و یا کمتر به نسبت ۱ به ۱ نیز کمبود کلسیم اتفاق نیفتاده است.
بعضی از تحقیقات پیشنهاد کرده اند که با افزایش میزان چربی در جیره غذایی نیاز به کلسیم به عنوان عامل صابونی کننده چربی افزایش می یابد(اولتجن در سال ۱۹۷۵), اما اطلاعات موجود تصدیق نکرده اند وقتی  که چربی به جیره اضافه میشود نیاز به کلسیم بیشتر وجود دارد.
سندرمهای ناشی از کمبود کلسیم:
تب شیر در گاوهای شیری:
وجود تب شیر یک فاکتور مهم به منظور تعیین وضعیت اسید – بیس در بدن گاو شیری هنگام زایمان میباشد. آلکالوزیس متابولیکی در اثر فعالیت فیزیولوژیکی پاراتیرویید هورمون ؛ کاهش پیدا می کند ؛ بنابراین استخوان دوباره کلسیم را جذب  می نماید و تولید ۱ و ۲۵ دی هیدروکسی ویتامین دی نیز کاهش می یابد که در نتیجه قابلیت استفاده از کلسیم در بدن در هنگام شیردهی بطور چشمگیری کاهش می یابد. آلکالوز متابولیکی باعث تغییرات ساختمانی در گیرنده های پاراتیرویید هورمون شده که اجازه نمی دهد هورمون فوق به گیرنده های مورد نظر متصل گردد. گاوهایی که در جیره غذایی خود مقادیر زیادی از پتاسیم و سدیم را دریافت می کنند در آلکالوز نسبی بیشتری قرار دارند که با ادامه این حالت ؛ حیوان نمی تواند بخوبی با نیاز کلسیم در خلال دوره شیردهی سازگار شده و باعث بروز تب شیر می شود. چنین گاوهایی در معرض یک هیپو پاراتیرویدیسم ظاهری زود گذر در هنگام زایمان قرار می گیرند . غدد پاراتیرویید یک هیپو کلسمی تهاجمی را تشخیص داده و بلافاصله  هورمون پاراهورمون را ترشح می نمایند. اما پاسخ بافت نسبت به هورمون ترشح شده ضعیف میباشد که این مسئله منجر به اوستئوکلاستیک نا کافی در استخوان شده و باعث بازجذب کلسیم در استخوان و همچنین سنتز نا کافی ۱ و ۲۵ دی هیدرو کسی ویتامین دی در دستگاه گوارش می گردد.
از موقعیکه آلکالوز متابولیکی به عنوان یک فاکتور مهم در ایجاد تب شیر شناخته شده ؛ پیشگیری از آن اهمیت بیشتری پیدا کرده است . جیره های مخصوص گاوهای خشک که دارای مقادیر بالای پتاسیم و یا سدیم هستند به دلیل رها کردن یونهای پتاسیم و سدیم در خون حیوان و ایجاد آلکالوز متابولیکی سبب افزایش وقوع تب شیر می گردند. اضافه کردن کلسیم به جیره های غذایی انتظار زایمان  نمی تواند وقوع تب شیر را افزایش دهد. بر اساس مطالعات لند مارک و ایندر در سال ۱۹۶۷ ؛ اضافه کردن آنیونیک ها به جیره قبل از زایش می تواند از بروز تب شیر جلوگیری نماید. نمکهای آمونیوم کلسیم و منیزیم ور فرم سولفاته آنها بطور چشمگیری می توانند به عنوان منابع آنیونیک و اسیدی کننده در بدن عمل نمایند. کلرورها نسبت به سولفاتها اسید زا تر هستند. اسید هیدروکلریک با موفقیت بسیار زیادی به عنوان منبع آنیونیک جهت پیشگیری از تب شیر قابل استفاده بوده و یکی از قوی ترین یونهای آنیونیک محسوب  می گردد.
یکی دیگر از علتهای هیپو کلسمی و وقوع تب شیر در دوره قبل از زایمان گاوها؛ هیپو مگنزمیا  یا کمبود منیزیم میباشد. سطح پایین منیزیم در خون باعث کاهش ترشح پاراتورمون از غدد پاراتیروید گشته ونیز یک هیپو پاراتیرویدیسم موقت را ایجاد کرده و می تواند منجر به تغییراتی در پاسخ پذیری بافتها نسبت به پاراتورمون شده که در واقع این عمل با تغییرات ساختمانی در گیرنده هایی بافتی این هورمون بوقوع می پیوندد و بطور موقت سبب یک هیپو پاراتیرویسم  ظاهری در گاو میشود.

فسفر:
فسفر یکی از اولین عناصر جذب شده در روده کوچک میباشد که ازطریق یک فرایند انتقال فعال باعث عکس العمل سریع نسبت به تولید ۱و۲۵ دی هیدروکسی ویتامین دی می گردد. کارایی جذب فسفر در روده در زمانی که کمبود آن وجود دارد می تواند عامل تنظیم کننده تولید ۱و۲۵ دی هیدروکسی ویتامین دی باشد بدین معنی که کاهش میزان فسفر پلاسما عامل محرکی برای تولید ۱و ۲۵ دی هیدروکسی ویتامین دی در دستگاه گوارش میباشد. غلظت فسفر پلاسما بخوبی با میزان فسفر جذب شده در روده ها  ارتباط دارد. مقادیر زیاد و بیش از حد فسفر  جذب شده در ادرار و بزاق ترشح می گردند.
هورمون پاراتورمون در زمانیکه استرس کلسیم وجود داشته باشد ترشح میشود و سبب افزایش ترشح فسفر در دستگاه گوارش و بزاق گردیده که این مسئله به عنوان یک عامل نگهدارنده غلظت طبیعی فسفر در خون تلقی میشود. دلیل اینکه گاوهای هیپوکلسمیک تمایل به هیپوفسفاتمیک(کمبود فسفر) دارند نیز همین مکانیسم ترشح هورمون پاراتورمون میباشد .  هورمون پاراتورمون بطور امکان پذیر سبب افزایش غلظت فسفر خون گشته و این عمل را با تحریک بازجذب مواد معدنی در استخوان نیز انجام می دهد . بنابراین هورمون پاراتورمون در پاسخ به هیپوکلسمی ترشح می گردد نه به هیپوفسفوتمیا.این بدان معنی است که تعادل فسفر و کلسیم در بعضی مواقع با یکدیگر مغایرت دارند.
هنگامیکه میزان فسفر حاصل از دستگاه گوارش افزایش پیدا می کند ؛ میزان ترشح فسفر خارج سلولی به منظور تولید بزاق به مقدار ۳۰ تا ۹۰ گرم در روز کاهش پیدا می کند. ترشح فسفر بزاق با میزان میکروبهای شکمبه که به سهولت فسفر را در اختیار بدن می گذارند در ارتباط میباشد بدین معنی که وجود فسفر منوط به هضم باکتریایی سلولز میباشد . بیشترین فسفر ترشح شده در بزاق ولی نه همه آن , توسط جذب روده ای آن بازسازی می گردد.
میکروبهای شکمبه قادر هستند اسید فایتیک را هضم نموده که این ماده فسفرباند شده بصورت فایتیک در سلولهای گیاهی میباشد و با هضم آن توسط فلور میکروبی قسمت اعظم فسفر آزاد گشته و قابل استفاده برای نشخوارکنندگان می گردد.
احتیاجات غذایی فسفر:
نگهداری:
مطابق با توصیه ان آر سی در سال ۱۹۸۹ , نیاز نگهداری فسفر ؛ مقدار ۱.۴۳ گرم به ازای هر ۱۰۰ کیلوگرم وزن زنده میباشد و به عبارتی ۸.۶ گرم به ازای یک گاو ۶۰۰ کیلوگرمی میباشد. بطور کلی ۱.۲ گرم فسفر به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی مورد نیاز نگهداری میباشد , با این حساب یک گاوی که در روز ۲۰ کیلوگرم ماده خشک مصرف می نماید ؛ تقریبا ۲۴ گرم فسفر برای نگهداری بدن خویش نیاز دارد.
آبستنی:
نیاز آبستنی فسفر با افزایش سن آبستنی افزایش می یابد بطوریکه از ۱.۵ گرم در روز تا ۱۹۰ گرم در روز افزایش می یابد و درست قبل از زایمان نیاز آن به ۶ گرم در روز می رسد.
رشد:
حیوانات جوان نسبت به مسن ترها نیاز به فسفربیشتری دارند زیرا در حال ساختن استخوانهای بدن خویش میباشند ؛بنابراین میزان فسفر مورد نیاز برای دامهای جوان مقدار ۹ گرم به ازای هر کیلوگرم افزایش وزن زنده میباشد در حالیکه برای دامهای مسن تر مقدار ۶ گرم فسفر به ازای هر کیلوگرم افزایش وزن زنده مورد نیاز است.
شیرواری:
مقدار ۰.۹ گرم فسفر به ازای هر یک کیلوگرم شیر ۴% چربی مورد نیاز میباشد.

ضریب جذبی فسفر:
مطابق با ان آر سی سال ۱۹۸۹ , ضریب جذب فسفر در بدن گاو ۵۰%  اعلام گردیده است . در ان آر سی سال ۱۹۷۸ ؛ میزان جذب آنرا ۶۰% اعلام کرده بود. بطورکلی در دنیا میزان جذب فسفر را ۶۰ تا ۷۰% از فسفر مصرف شده توسط غذا اعلام می کنند.
بر اساس آخرین اطلاعات بدست آمده ۶۰% از فسفر حاصل از مواد غذایی در بدن حیوان قابل جذب و میزان ۷۵ تا ۸۰ درصد فسفر موجود در مکمل های معدنی برای بدن دام قابلیت جذب دارد. در رابطه با خوراندن بیش از حد فسفر ساتر و  ویو در سال ۱۹۹۸ تحقیق نمودند . آنها دلواپس مقادیر خورانده شده بیش از حد فسفر به دامها بودند. آنها دلواپسی به خاطر چه چیزی داشتند؟
بیشتر نگرانی این دو محقق بخاطر دفع بیش از حد فسفر از طریق مدفوع و ادرار حیوانات در طبیعت میباشد که سبب آلودگی محیط زیست می گردد و این دو محقق اعلام داشتند که گاوداران بیش از حد لازم به گاوهایشان فسفر می خورانند زیرا آنها فکر می کنند فسفر زیادی در در بدن دامهایشان سودمندی دارد.
کمبود فسفر:

کمبود ملایم و مزمن فسفر در پلاسمای حیوان وقتی اتفاق می افتد که میزان فسفر ۰.۶۴ تا ۱.۳ میکرومول در لیتر و یا ۲ تا ۴ میلی گرم در هر دسی لیتر خون باشد . در این حالت عملکرد ضعیف حیوان مشخص می گردد. رشد و باروری دو مولفه ای هستند که در اثر کمبود فسفر آسیب می بینند. با طولانی شدن روند کمبود فسفر در بدن دام عملکرد حیوان ضعیف می گردد و حتی مصرف خوراک حیوان کاهش می یابد . به همراه کاهش مصرف خوراک اغلب بیماری “پیکا” نیز اتفاق می افتد که در آن حیوان خاک, لاشه حیوانات,استخوان  و کود مصرف می نماید . پیکا یکی از مشکلاتی است که در اثر کمبود فسفر ایجاد می گردد. شیوع بوتولیسم در گاوها در آفریقای جنوبی و سایر نقاط جهان بدلیل جویده شن لاشه حیوانات وحشی توسط گاو بوده که منشاء آن پیکا بوده است. در اثر جویده شدن لاشه ها  ؛ سم حاصل  از باکتری باعث مسمومیت دامها و انتشار آن در دنیا گردیده است. ضعف عضلانی و فلجی در بدن گاو هنگامی اتفاق می افتد که میزان فسفر پلاسما به کمتر از ۰.۳ میکرومول در لیتر و یا یک میلی گرم در هر دسی لیتر  خون کاهش  یابد.
ریکتز و استئو مالشیا:
کمبود حاد فسفر در نشخوارکنندگان(سندرم گاوهای افتاده):
گاوهای گوشتی که دچار کمبود حاشیه ای فسفر در بدن میباشند به فرم مزمن دچار کمبود فسفر خواهند بود  و این مسئله وقتی اتفاق می افتد که میزان فسفر ۰.۶ تا ۱.۱ میکرومول در هر لیتر سرم خون و یا ۲ تا۳ میلی گرم در هر دسی لیتر خون باشد . در انتهای دوره آبستنی میزان فسفر پلاسما بدلیل مصرف زیاد جنین بخاطر رشد زیاد در بدن مادر  کاهش می یابد و مقادیر فسفر مصرف شده توسط جنین قادر به بازسازی مجدد در بدن  مادر نخواهد بود. بنابراین حیوان؛ زمین خورده و قادر به برخاستن نمی باشد. در چنین حالتی حیوان هوشیاری کمتری داشته و غذای آنرا فقط بایستی در جلو صورت آن بر روی زمین ریخته تا مصرف نماید. گاوهاییکه دو قلو زایمان می کنند بیشتر دچار چنین حالتی می گردند. میزان فسفر در پلاسمای چنین گاوهایی معمولا به کمتر از ۰.۳ میکرومول در لیتر و یا یک میلی گرم در دسی لیتر خون خواهد رسید. این بیماری معمولا در بعضی مواقع با هیپوکلسمی ؛ هیپو مگنزمی  و در بعضی مواقع با هیپو گلایسمی ( کاهش قند خون) نیز اتفاق می افتد ( برای اطلات بیشتر به مسمومیت آبستنی مراجعه نمایید).
در هنگام تولید سریع شیر و آغوز در بدن گاو میزان زیادی از فسفر از مخازن فسفر در بدن کاسته شده و صرف ساختن آنها میشود. در این زمان تنها تولید شیر است که دلیل افت فسفر پلاسما بوده و بدن کمبود آنرا به فرم حاد نشان می دهد. علاوه بر آن اگر حیوان دچار کمبود کلسیم نیز گردد؛ هورمون پاراتورمون به مقدار زیاد ترشح خواهد شد که این ترشح زیاد نیز منجر به افزایش کمبود فسفر از طریق افزایش حجم ادرار و بزاق می گردد.
کورتیزول ترشح شده در هنگام زایمان ممکن است بعد از زایمان سبب کاهش غلظت فسفر پلاسما نیز گردد. در گاوهای شیری؛ غلظت فسفر پلاسما در هنگام زایمان بطور روتین از سطح نرمال خویش پایین تر خواهد افتاد و چنین  گاوهایی که دچار تب شیر می شوند اغلب دارای سطح فسفری کمتر از ۰.۳ و ۰.۶ میکرومول در هر لیتر و یا ۱ تا ۲ میکی گرم در هر دسی لیتر در پلاسمای خون خود خواهند بود. غلظت فسفر پلاسما معمولا پس از درمان گاوها ی هیپوکلسمیک به سرعت افزایش می یابد که آن به دلیل تزریق وریدی کلسیم میباشد.
این افزایش سرعت بازسازی بر می گردد به اینکه پاراتورمون کمتر ترشح شده و میزان مصرف فسفر در جهت تولید ادرار و بزاق نیز کاهش می یابدو همچنین فعالیت انقباضی دستگاه گوارش مجددا از سر گرفته شده و به همراه آن غلظت پلاسمایی ۱ و ۲۵ دی هیدروکسی ویتامین دی  افزایش یافته که منجر به جذب فسفر بیشتر از طریق دستگاه گوارش شده و همچنین سبب باز جذب فسفر بزاق نیز می گردد .( گوف , ۱۹۹۸)
در بعضی از حیوانات حتی اگر کمبود فسفر پلاسما جبران گردد باز علایم افتادگی و عدم برخاستن از زمین مشاهده می گردد. این چنین گاوهایی را به گاوهای زمین گیر طبقه بندی می کنند. این سندرم ( سندرم زمین گیری) اغلب به همراه تب شیر شروع میشود  اما مشابه فرم تیپیک تب شیر در گاو نبوده بدین معنی که حتی اگر درمان موقفیت آمیز هیپوکلسمی انجام گردد هنوز سطح فسفر پلاسما ثابت باقی نمی ماند . درمانهای حمایتی به منظور کاهش هیپو فسفوتمیا  برای چندین مرحله در این گاوها الزامی است تا بتوانند پاهای خودر را حرکت دهند  اما چرا فسفر پلاسما در سطح پایین می ماند و افزایش نمی یابد هنوز مشخص نشده است.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 21:50  توسط حميد اشرفي | 

ویژگی های عمده رنگدانه های طبیعی بیوگلد و بیوکاپس

بيوگلد به عنوان رنگدانه زرد و بيوكاپس به عنوان رنگدانه قرمز، به منظور مطلوب نمودن رنگ زرده تخم‌مرغ در مرغان تخمگذار و رنگ پوست در جوجه‌هاي گوشتي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. ماده اوليه بيوگلد از گل هميشه بهار ( Tagetes erecta )  و ماده اوليه بيوكاپس از پاپريكا يا فلفل قرمز (Capsicum annum) گرفته مي‌شود. گلبرگ‌هاي گل هميشه بهار و ميوه‌هاي پاپريكا غني‌ترين منبع طبيعي گزانتوفيل زرد و قرمز مي‌باشند.

نحوه عملكرد

نحوه عملكرد رنگدانه‌ها شامل دو فاز يا مرحله جداگانه است كه عبارتند از:

فاز اشباع : مربوط به كاربرد گزانتوفيل‌هاي زرد مي‌شود. افزودن گزانتوفيل زرد به منظور دست‌يابي به يك پوشش رنگ مناسب مورد نياز است. چنانچه فاز اشباع به خوبي انجام شود، رنگي يكنواخت و روشن به‌دست مي‌آيد، ولي اگر اين مرحله با درجات پايين‌تري پايان يابد، رنگ حاصله غير يكنواخت‌تر شده و خطر از بين رفتن رنگ بالا مي‌رود.

فاز رنگي :  مربوط به گزانتوفيل‌هاي قرمز مي‌باشد. سطح اين رنگدانه‌ها در جيره غذايي به درجه رنگ  زرد تا نارنجي مورد دلخواه بستگي خواهد داشت، به طوري كه هر چه مقدار گزانتوفيل قرمز بيشتر باشد، رنگ زرده تخم‌مرغ پررنگ‌تر خواهد شد.

شرايط نگهداري

  •   در ظروف، يا كيسه‌هاي دربسته قرار گيرند.
  •   در معرض مستقيم نور قرار نگيرند.
  •  در دماي 15 الي 20 درجه سانتيگراد نگهداري شوند.

بسته‌بندي

 بسته‌هاي 20 كيلوگرمي

توصيه مصرف

   همان‌طور كه در مطالب فوق عنوان شد، صفت كيفي رنگ زرده، جزء صفاتي مي‌باشد كه به سليقه افراد مصرف كننده مربوط مي‌شود.

 به طوري كه بر اين اساس درجه‌بندي‌هاي مختلفي براي تغييرات رنگ زرده در نظر گرفته‌اند، كه بر اساس درجه بندي شناخته شده رش

 (Roche scale ) اين درجات از عدد 1 شروع و به درجه 15 ختم مي‌شود. براي تامين هر يك از درجات رنگ فوق بايد خصوصيات جيره غذايي از لحاظ تامين مقدار گزانتوفيل مورد نياز مد نظر قرار گيرد. پس از تعيين مقادير تامين شده گزانتوفيل از طريق جيره غذايي، بر اساس درجه رنگ مورد نظر توليد كننده، مابقي گزانتوفيل از طريق رنگدانه افزودني به جيره تامين مي‌شود. رنگدانه‌هاي بيوشم (بيوكاپس و بيوگلد) جزء معدود رنگدانه‌هايي هستند كه اطلاعات لازم براي تعيين نسبت‌هاي مناسب رنگدانه قرمز و زرد افزودني به جيره را با توجه به اجزاء  مختلف جيره دارا مي‌باشند (تذكر اين نكته مجدداً ضروري مي‌باشد كه براي دريافت رنگ مناسب زرده، نسبت رنگدانه‌هاي قرمز و زرد افزودني به جيره بسيار مهم مي‌باشد).

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 22:25  توسط حميد اشرفي |